کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » مقالات
[1391/06/10]

معرفی و بررسی نسخه خطی « جنگ بلوچستان »/ حسین رهبریان  

                معرفی و بررسی نسخه خطی « جنگ  بلوچستان »

مقدمه

منطقه بلوچستان از دیرباز به دلیل صعب العبوری و دور دست بودن از حکومت های مرکزی ، جولانگاه سلسله ها و نهضت های رادیکال مانند صفاریان ، خوارج واسماعیلیان بود . این منطقه همواره برای حاکمان جایی بی آرام و نامطمئن بود و حتی حکومت قدرتمند صفویه نتوانست ، آرامشی که در سایر بخشهای ایران برقرار کرده بود در بلوچستان ایجاد نماید . اما نادرشاه افشار ، بلوچستان را یکدست کرده و مرکزی برای آن تعیین نمود .[1]  بعد از نادرشاه نفوذ ایران در بلوچستان اسمی بود و حکومت مرکزی ایران تسلط مستقیم کامل نداشت. [2] استقلال بلوچستان در دوره ی قاجار ها دارای فراز و نشیب هایی بود . در عهد  فتحعلیشاه حملات مکرری به این منطقه صورت گرفت که نتیجه ی جز غارت و ویرانی نداشت . در دوره ی محمد شاه ، آقاخان محلاتی با حمایت انگلیسیها در این منطقه شورش کرد و در دوره ی ناصرالدین شاه سعی شد که سیاست مسالمت آمیزی گرفته شود ولی با این حال نارضایتی ها بالا گرفت و با کشته شدن شاه ، شورش ها از سر گرفته شد . حوادث نهضت مشروطیت موجب کاهش توجه دولت مرکزی به بلوچستان گردید و این ضعف دولت مرکزی موجب شد که  طایفه ی بارکزایی در این منطقه قدرتمند شود و خود سری ها تا سال 1307 در دوره رضا شاه تداوم داشته باشد. [3]  نسخه خطی حاضر به چگونگی مقابله نیروهای دولتی با طایفه بارکزایی در سال 1307 می پردازد .

نگاهی به خاندان بارکزایی در سیستان و بلوچستان

مردم این طایفه از اعقاب امیر شاهوخان بارکزایی در افغانستان  هستند که  به تدریج به سه دسته تقسیم شدند . گروهی از این طایفه در افغانستان ساکن بودند و گروهی دیگر به ایران آمدند و عده ای از آنها در سیستان و عده ای دیگر در بلوچستان ساکن شدند . میرباران خان نوه ی شاهوخان بنیانگذار طایفه ی بارکزایی در بلوچستان است و به همین دلیل به طایفه « باران زایی » نیز مشهور هستند .[4]پس از میرباران خان به ترتیب شیخ جمشید ، میرعلیخان ، شیخ مهراب خان ، میر اعظم خان ؛ میر رستم خان ، میرعلی محمد خان( پدر دوست محمد خان ) ، سرپرستی و اداره طایفه بارکزایی بلوچستان را به عهده داشتند . در سال 1286 والی ایالت بلوچستان به کرمان رفته و قوای دولتی و مرکز حکومتی در ایرانشهر و بمپور را به بهرام خان بارکزایی و سعید خان بلیده ای واگذار کرد . خوانین مزبور به مدت سه سال آن نواحی و زمین های خالصه دولتی در دست آنان بود تا اینکه سردار نصرت به فرماندهی لشکری از کرمان به بلوچستان آمد . سعید خان اظهار اطاعت نمود اما سردار بهرام خان در مقابل قوای سردار نصرت مقاومت کرد و حملات او را دفع کرد . سعید خان والی بلوچستان شد ولی بهرام خان به او اعتنایی نداشت . در سال 1293ه.ش در هنگام غیبت سعید خان ، بهرام  خان  به بمپور وارد شد و تمامی اراضی خالصه آن  سرزمین را تصاحب کرد . با آغاز جنگ جهانی اول ، انگلیسیها دولت ایران را مجبور به یک رشته عملیات نظامی در بلوچستان کردند و از سویی دیگر هیئتی انگلیسی به ریاست «ماژور کیز» مذاکراتی با بهرام خان انجام داد . این هیئت موفق شد بهرام خان را وادار به اطاعت از دولت مرکزی نماید .[5]  با مرگ بهرام خان ، دوست محمد خان بارکزایی جانشین وی می شود .

آشنایی با کتاب و نویسنده :

 کتاب « تاریخ جنگ بلوچستان »  نسخه خطی موجود در کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی است . تعداد برگ 61  ، تعداد سطر آن 17 و اندازه آن (21× 16سانتیمتر) است ×. از دیگر مشخصات نسخه ،21  استفاده از کاغذ معمولی خط دار و نوع جلد آن تیماج مشکی ضربی است . [6] نام کتاب و نام نویسنده نا مشخص است . .« تاریخ جنگ بلوچستان » عنوانی است که در صفحه ی اول نسخه به خط حاج میرزا محمد امین نجفی خوئی نوشته شده است .[7] نام نویسنده هم مشخص نیست . طبق یادداشت کوتاه  « محمد امین نجفی خوئی » در صفحه ی اول که در ذیل آن تاریخ 1314 را درج کرده است، نویسنده از  «صاحب منصبان حاضر» است . بنابراین طبق یادداشت مذکور ، مولف  بین سال 1307 تا 1314  نسخه خطی را تالیف کرده است.  نویسنده در کتاب بارها نقش خود را در جنگ بلوچستان بازگو می کند ولی متاسفانه خودش را به نام و یا مقام خاصی مشخص نکرده است . اطلاعاتی که  مولف از خود در نسخه می دهد ، اندک و مبهم است . جملاتی از این دست که « فرمانده معظم اردو و اینجانب » -«اینجانب به معیت فرمانده معظم اردو به مرکز ستون اول حرکت » - « اینجانب و نواب سوم علی اکبر غفاری مشغول گرفتن اسلحه آنها شدیم »  -« پس از پانسمان و شستشوی با حضور خود اینجانب برای سرکشی و اظهار قدردانی از زحمات افراد » -« اینجانب به عضویت کمیسیون جمع آوری اجناس درآمدم»- اینجانب کمافی السابق مسئول امور دفتر بودم »- « کارهای دفتری را در منزل انجام دادم » و چندین ماموریت راپورتی و ارتباطی نشان می دهد ، که مولف از صاحبمنصبان مهم در عملیات ، و نقش وی بیشتر اداری و دفتری بوده است که اگر اینگونه باشد ، احتمال دارد نام وی « سید فرج الله خان فرود » رئیس ارکان اداری قوا در بلوچستان باشد که امان الله جهانبانی در کتاب« عملیات قشون در بلوچستان » نام وی را آورده است  . [8]

محتوای اثر

مولف در آغاز از چگونگی به قدرت رسیدن طایفه باران زایی در بلوچستان سخن می گوید . طایفه باران زایی از خاک افغانستان به ایران کوچ نموده و در حدود شهر« سرباز » مشغول زراعت و عمران محل شدند تا اینکه به تدریج در ریاست طایفه گی «میر رستم خان باران زایی» در میان عشایر بلوچ قدرت و نفوذ پیدا کرد . پس از فوت میر رستم خان ریاست طایفه گی به بهرام خان رسید . وی قلعه «فهرج» از بزرگترین و مستحکمترین قلاع بلوچستان را مرکز قدرت خود قرار داد . پس از گرفتن قلعه برخی از روسای طوایف بلوچی که مستعد یاغی گری بوده اند به وی ملحق می شوند و بلوچستان تحت سیطره  بهرام خان قرار می گیرد . دولت مرکزی پس از اطلاع از وضعیت ، سردار نصرت کرمانی را مامور غائله می کند ولی نتیجه مطلوبی نمی گیرد و پس از سه ماه توقف در بمپور به واسطه نداشتن آذوقه و قورخانه مراجعت می نماید 0 (نسخه ،ص 2 )

 بنا بر روایت مولف ، در موقع جنگ جهانی اول  ، قوای دولت انگلیس به دزداب و خواش وارد می شوند و بهرام خان در «منچگورو» با قوای انگلیس جنگ سختی انجام داد و عده زیادی از قوای انگلیس در جنگ کشته شد و در نتیجه  بین دو طرف صلح می شود مبنی بر اینکه  قوای انگلیس دخل و تصرفاتی در امورات منطقه راجع به بلوچستان ننماید و بهرام خان نیز نظر سوئی علیه ساخلوی خواش نداشته باشد .(نسخه ، ص4  ) پس از فوت بهرام خان در سال 1299 ، دوست محمد خان جانشین وی می شود و کلیه مناطق بلوچستان را تحت نفوذ و تسلط خود در آورد و حتی وی را در بلوچستان« اعلیحضرت اسلام و امیرالمومنین» خطاب می کردند ( نسخه ، ص 4 ) . با قدرت گیری حکومت مرکزی ، سردار دوست محمد خان سر تسلیم فرود می آورد و از طرف دولت ملقب به «سعدالدوله» گردید ولی پس از چند سالی وی مستقلا در بلوچستان حکمفرمایی می نمود و همه ساله مالیات مختصری به دولت می داد . در سال 1306 دستور اعزام قوایی به داخل بلوچستان از مرکز صادر شد اما به دلیل اینکه موقع اردوکشی در منطقه گرمسیری مناسب نبود ، اجرای آن تا اول آبان 1307 به تعویق افتاد . مقدمات اعزام قوا از تابستان 1307 آغاز شد . تابستان سال 1307 تیپ سیستان به خاش رفت و در آنجا مستقر گردید و در 15 مرداد یک ستون توپخانه صحرایی سوار و بهادران اول فوج بهرامی به فرماندهی نایب اول «ارسلان میرزا شمس » از مشهد به بلوچستان اعزام گردید و تیپ مشهد  به 6 ستون تقسیم شد .[9]   . کلیه قوا از سه تیپ سیستان ، کرمان و مشهد در خواش مستقر شدند و در آنجا کلیه قوا به سه دسته تقسیم می شود : ستون اول به فرماندهی اسکندرخان ؛ ستون دوم به فرماندهی یاور حسینخان ؛ ستون سوم  به فرماندهی شاهمرادخان. اولین ماموریت یعنی تصرف قلعه ی شهر« گشت » ؛ از روز پنجم آبان آغاز می شود . مولف گزارش های مفصلی ، هر روز و ساعت به ساعت ارائه می دهد . بنا به روایت مولف، تصرف قلعه گشت در روز 7 آبان صورت می گیرد . پس از آن قوای دولتی خودشان را  برای تصرف  قلعه « کهن داود » آماده کردند  که نیروی بلوچ در روز یازدهم آبان با اطلاع از حرکت نیروهای دولتی ، کهن داود را تخلیه کردند  . ماموریت بعدی ، تصرف قلعه « هاشک »است که از روز 12 آبان آغاز می شود . نیروهای بلوچ دراین جنگ حدود 1300 تا 1400 نفر است و قوای دولتی با مشکلاتی مواجه است . دستگاه هیلوگراف کار نمی کند و به واسطه مسطح بودن زمین ، ارتباط سخت است و در این جنگ یکی از فرماندهان به نام« سید عزیزالله خان شیرازی» مجروح می شود . در حین جنگ ، نامه نگاریهایی بین دو طرف انجام می گیرد . « علیمحمد خان »پدر دوست محمد خان طی نامه یی تقاضای گفتگو ،مذاکره و صلح می کند که پاسخ داده می شود ؛ به شرط آنکه هاشک را تخلیه و به شصتون برود و سپس برای مذاکره ، نماینده اش را به اردو فرستد ( نسخه ، ص 20 ) . جنگ ادامه پیدا می کند و بلوچ ها استقامت سرسختانه ای می کنند . علیمحمدخان بار دیگر پیشنهاد صلح می دهد و این بار نیز پیشنهاد رد می شود . فتح هاشک 17 آبان روی می دهد . با تصرف هاشک ، از طرف میرجلال خان و شهباز خان و بعضی خوانین دیگر شهر « جالق »عریضجاتی دایر به اطاعت و دوستی داده شد که شخصا به اردو حاضر شوند . با ادامه تعقیب ، بلوچ ها شصتون را تخلیه و به طرف« دزک » متواری شدند .  ( نسخه ، ص 31 ) در محاصره دزک« سرهنگ باقر آقاخان داور پناه »کشته می شود . در 21 آبان به میرشهباز خان و میر مهرانجان و شیرمحمدخان و برخی از خوانین از سوی فرمانده ارشد اردو ، سلسله نصایح و دستورات راجع به جلب و نگاهداری رعایا و طرز سلوک با آنها داده شد و حکم نیابت حکومت جالق به میرمهرانجان سپرده شد .( نسخه ، ص 46 ) در 22 آذر پرچم شیرو خورشید بر بام قلعه دزک برپا گردید و به افتخار سرهنگ باقرخان داورپناه قلعه دزک به «داور پناه »تغییر نام پیدا کرد و حکومت «داورپناه» به حاجی خان اعتمادی ابلاغ شد . بعد از فتح دزک نیروهای دولتی به  « سواران » حرکت کردند . محمد شاه خان رئیس و مالک سواران ظاهرا اظهار اطاعت و خدمتگذاری دولت را می نمود ولی چندان از وضعیت نیرومند دولت خوشنود نبود . (نسخه ، ص 50 ) علیمحمدخان و نوشیروان خان به همراه سی نفر به طرف سرباز متواری شدند . از 28 آبان مذاکرات بین دو طرف آغاز می شود . از طرف دوست محمد خان،  آقا سید عبدالرحمان از مجتهدین بلوچستان و میرزا هاشم خان منشی سردار دوست محمد خان و سه نفر بلوچ برای مذاکره به اردوی دولتی آمدند . در یکم آذر امان الله جهانبانی نامه ای را مبنی بر تصرف بلوچستان به رضا شاه می فرستد  . در پنجم آذر جشن باشکوهی به مناسبت فتح بلوچستان گرفته می شود .( نسخه،ص 71 ) در 10 آذر ، حبیب الله خان نماینده قوای دولتی با تامین نامه به قلعه سرباز  نزد دوست محمد خان می رود . پس از گفتگو های حبیب الله خان با دوست محمد خان ، حبیب الله خان  گزارش می دهد که نیامدن دوست محمد خان به علت ممانعت پدرش علیمحمد خان و همراهان او نزدیک به 200 و 300 نفر  تفنگچی است .( نسخه، ص 84) دوست محمد خان در 26 آذر خواستار تامین نامه برای میربرکت خان و چند نفر از مجتهدین می شود .(نسخه ، ص91 )و همچنین وی در نامه ای دلیل  تعلل درتسلیم نشدن خودش را واهمه و ترس اقوام و خویشان می داند که مشغول راضی کردن آنها است  .  (نسخه ، ص 93 )علی اکبر خان غفاری نماینده دیگر قوای دولتی  همچنان برای تسلیم شدن دوست محمد خان به مذاکرات ادامه می دهد . علی اکبر خان غفاری 5 دی گزارش  می دهد : اگر چه عفو شاهانه به عموم اهالی بلوچستان داده شده اما دوست محمد خان اطمینان ندارد و خوف و هراسی از عملکرد گذشته دلیل نیامدن اوست . (نسخه ، صص 95-97  )تعلل ها و وقت تلف کردن های دوست محمد خان منجر به این تصمیم شد که سلطان اسکندر خان و سردار عیدوخان در سرباز نزد دوست محمد خان بمانند و به بهانه های وی رسیدگی کنند و پس از تسویه امورات ، وی را به اردوی دولتی در خواش تسلیم کنند . ( نسخه ،ص 114) سرانجام با حضور یک ماهه دو فرمانده مذکور در شهر سرباز ، دوست محمدخان با وجود تحریک اطرافیان و نزدیکانش مبنی بر ادامه یاغیگری ، در روز چهارشنبه 15 اسفند تسلیم قوای دولتی شد .

 بررسی شیوه تاریخ نگاری و اهمیت جایگاه اثر

تاریخ نگاری جنگ پیشینه طولانی دارد . تاریخ ایام العرب و مغازی و فتوحات در تاریخ صدر اسلام ، پایه های تاریخ نگاری جنگ را می سازد . اهمیت دادن به جزئیات حوادث جنگ از سنت های تاریخ نگاری اعراب و مسلمانان است که در تاریخ نگاری ایرانیان نیز تاثیر گذاشته است . حال در این بخش قصد داریم نسخه خطی « تاریخ جنگ بلوچستان » را در نقد و بررسی قرار دهیم  که مولف در « تاریخ نگاری جنگ » تا چه اندازه موفق و کامیاب بوده است و اهمیت جایگاه اثر چیست .  درباره لشگرکشی قوای دولتی به بلوچستان در منابع اطلاعات فراوانی یافت نمی شود .  تنها کتابی که به این لشکرکشی به صورت مفصل پرداخته است ، کتاب  «عملیات قشون در بلوچستان » نوشته ی امان الله جهانبانی است . جهانبانی فرمانده ی کل قوای شرق ، فرماندهی این لشگرکشی را بر عهده داشت و از موضع بالاتر و با زاویه نگاه متفاوت در مقایسه با یکی از فرماندهان قشون به سیرحوادث جنگی نظر دارد  . نسخه خطی « تاریخ جنگ بلوچستان » بسیار مفصل تر از کتاب جهانبانی به  غائله بلوچستان پرداخته اما در برخی موارد می توان به مطابقت مطالب این دو اثر پی برد .

تاریخ نگاری کتاب با رویکرد عملیاتی – تاریخی است اگر چه بعضا نگاه حماسی و ارزشی به خود می گیرد . در یک ارزیابی کلی می توان ویژگی های کتاب را به صورت زیر برشمرد : 1- نام بردن  از اسامی تیپ ها و ستون های نظامی تشکیل شده و اسامی فرماندهان اردوی نظامی بلوچستان ، از مطالب حائز اهمیت است ، اگر چه مناسبتر بود که نویسنده از سوابق عملیاتی تیپ ها و فرماندهان اردوی نظامی در بلوچستان اطلاعاتی را ارائه می کرد . 2- توصیف و تشریح موقعیت جغرافیایی مناطق عملیاتی از مطالبی است که مولف به آن توجه داشته است . توصیف وضعیت آب و هوا ، جاده ها ، محصولات کشاورزی ، طوایف ، سنگر ها ، مسافت شهرها با قلعه ها مطالبی است که مولف به انها اشاره دارد  ولی با این حال این مطالب به صورت گزارش منظم و همه جانبه و کامل نیست . 3- اتفاقات جنگ بلوچستان را به شکل روزشمار و لحظه به لحظه گزارش می کند . از روز پنجم آبان که عملیات نظامی به صورت جدی آغاز می شود  تا روز 15 اسفند که دوست محمد خان  تسلیم می شود ، نویسنده تقریبا این 130 روز را به صورت یادداشت های روزانه به نگارش در می آورد 4- مولف تا اندازه ای توانسته برخی از نقل قول ها و نامه ها را انعکاس دهد . از دستور العمل های و نامه های فرماندهان تا نقل قول ها و نامه هایی که از سوی فرماندهان بلوچ از جمله دوست محمد خان انجام می گرفت ، را آورده است . برخی از نامه ها را به نقل از مضمون و برخی را عینا روایت می کند . 5- نظر نویسنده به حکومت قاجار منفی و نسبت به حکومت پهلوی کاملا دید مثبت دارد . زمامداران قاجار را بی علاقه به آب و خاک و ظالم و نحس و بوالهوس و از سویی حکومت پهلوی را  ناجی ایران می داند  .

پی نوشت ها :



[1] . سپاهی ، عبدالوود ، بلوچستان در عصر قاجار ، ص 52

[2] . جهانبانی، امان الله ، عملیات قشون ، مطبعه کل قشون ،ص 17

[3] جهت آگاهی بیشتر در این باره ،ر.ک:سپاهی ، عبدالوود :1385 ، بلوچستان در عصر قاجار ، نشر گلستان معرفت

[4]  افشار سیستانی ، ایرج ، 1370 ،عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان  ، نسل دانش ، صص 373، 381

[5] افشار سیستانی ، ایرج  ، 1366، مقدمه ای بر شناخت طوایف سرگلزایی و بارکزایی سیستان و بلوچستان  ، 1366 ، نشر هنر ، صص101 ، 103 ، 104 – جهانبانی، امان الله ، پیشین ، ص 22

[6] . مرعشی نجفی ، محمود ، 1382 ،  فهرست نسخه های خطی کتابخانه بزرگ آیت الله مرعشی نجفی ، جلد 31 ص 98

[7] . مرعشی نجفی ، محمود ، پیشین ، ص 98

[8] . جهانبانی، امان الله ،پیشین ، ص 30

[9] نیکبختی ، سعید ،1374، آهنگ بلوچستان  ، نشر ماهوان ، ص 69

    بازدید:113
    یادداشت ها
    Parameter:275661!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار