شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۶    0:0:0
آخرین بروز رسانی : ۸ ساعت پیش


 
banner defult

[سند جمعی از زنان یزد به مجلس شورای ملی در شکایت از کشف حجاب اجباری]

در شکل پوشش زنان ایرانی نخستین تأثیرپذیری از غرب، از زمان دربار قاجار به خصوص از دوره ناصرالدین شاه آغاز شد. این تغییرات در درون خانه‌ها و اندرونی‌ها رایج بود و در خارج از منزل بانوان با چادر ظاهر می‌شدند.

با تغییر سلسله قاجار و روی کار آمدن رضاشاه، طرح استعماری کشف حجاب به مرحله اجرا درآمد. وی در زمان نخست وزیری خود (در دوره احمدشاه قاجار) با تظاهر به دین‌داری، حمایت آحاد مردم و روحانیون را به دست آورد و زمانی که به سلطنت رسید مذهب را مغایر با ترقی و تجدّد معرفی کرد. در عید نوروز سال 1306 ه.ش خانواده رضاشاه در هنگام تحویل سال با ظاهری ناخوشایند وارد حرم حضرت معصومه (ص) شدند. شیخ محمد بافقی که خزانه‌دار آیت‌‌الله حائری یزدی بود به آن اعتراض کرد. رضاشاه با شنیدن این خبر، شخصاً به قم رفت و با چکمه وارد حرم شد و در حضور مردم شیخ را تنبیه کرد. وی در سال 1307ه.ش قانون متحدالشکل شدن البسه آقایان را تصویب نمود که بر اساس آن آقایان را مجبور به پوشیدن کت و شلوار و کلاه فرنگی می‌نمود. به‌تدریج هم درصدد تغییر چهره ظاهری زنان ایرانی پرداخت. زیرا از نظر وی حجاب مظهر جهل و عقب‌ماندگی بود. وی به پشتوانه روشنفکران داخلی و عوامل خارجی تبلیغات بر ضد حجاب را به اوج رسانید. در سال 1313ه.ش در سفر خارجی خود به ترکیه با سیاست اسلام‌زدایی آتاتورک آشنا و مجذوب وی گردید. سپس به طور رسمی در روز 17 دی ماه 1314ه.ش طرح استعماری کشف حجاب را در دانشسرای مقدماتی، ضمن اعطای دیپلم به فارغ‌‌التحصیلان با حضور بی‌حجاب خانواده سلطنتی، رجال کشوری و بانوان اجرا گردید. لذا از فردای آن روز استفاده از چادر یا هر سرپوشی به جز کلاه‌های اروپایی ممنوع و کشف حجاب با زور شهربانی آغاز شد. علی‌اصغر حکمت وزیر معارف وقت از افراط و تفریط بعد از مراسم 17 دی یاد کرده است: «بلافاصله بعد از مراسم 17 دی در تهران دو امر پیش آمد که یکی به حد افراط و دیگری به حد تفرط بود، از یک طرف بعضی زنان معلوم‌الحال به کافه‌ها و رقاص‌خانه‌ها هجوم آوردند وهمه در مرئی و منظر جوانان بوالهوس به رقص پرداخته و... از طرف دیگر مأمورین شهربانی و پلیس‌ها در تهران و فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها در شهرها و قصبات مملکت به حسب دستور وزارت کشور مزاحم زنان شده و آنها را به اجبار وادار به کشف حجاب می‌کردند وحتی چادر و نقاب آنان را پاره می‌کردند.» این طرح تا پایان سقوط سلطنت رضاخان در سال 1320ه.ش ادامه داشت. با به قدرت رسیدن محمدرضا پهلوی شدت فشارها و زمینه‌های اعمال کشف حجاب، کاسته شد و از سلاح تبلیغات به جای سلاح خشونت استفاده کردند. در این دوره مردم جرأت نوشتن عریضه و احقاق حقوق خودشان از نمایندگان ملت پیدا نمودند. در زمینه کشف حجاب اولین سند ارسال شده به مجلس شورای ملی در دوره حکومت محمدرضا پهلوی مربوط به سند جمعی از زنان با بصیرت یزدی در سال 1320ه.ش است. این سند نشان‌دهنده آن است که زنان مسلمان و متعهد یزد از همان ابتدای اقدام کشف حجاب در یزد، دوشادوش سایر هم‌وطنان خود، به مبارزه و ستیز با این اندیشه غربگرایانه پرداخته اند. آنان در این نامه اشاره به ضرب و شتم و اخاذی مأموران دولتی از زمان اجرای طرح و بعد از آن نموده‌اند که مانند اسرای شام با آنها برخورد و تقاضای احقاق حق، انتقام، آزادی حجاب هم مانند ممالک اسلامی و همچنین مانند ممالک انگلستان و هند که همه آزاد و به‌خصوص مسلمانان حجاب دارند را داشتند. این سند گویای آن است که کشف حجاب در یزد به دلیل بافت تاریخی و اجتماعی شهر که بافتی سنتی و مذهبی است از همان ابتدا با واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای روبرو شد و سرانجام به شکست انجامید.

15/ مهر/20 [13]

 

***

ساحت مقدس مجلس شورای ملی شیدالله ارکانه

به عرض می رسانیم در این موقع که اراده شاهنشاه ما بر پایه قانون مشروطیت استوار، زبان قلم آزاد شما نمایندگان ملت بتوانید برای بیچارگان و ستمدیدگان دادرسی فرمایید. متأسفانه آنچه در رادیوها شنیده و روزنامه‌ها مطالعه می‌شود هیچ اسمی از ظلم و ستم‌هایی که چندین سال است به ما بیچارگان شده نیست که به واسطه یک روسری یا چادر نماز در محله‌ها حتی از خانه به خانه همسایه طوری در فشار پاسبان و مأمورین شهربانی واقع بوده و هنوز هم هستیم که خدا شاهد است از فحاشی وکتک زدن و لگد زدن هیچ مضایقه نکرده و نمی‌کنند و اگر تصدیق حکماء آزاد بود از آمار معلوم می‌شد که تا به حال چقدر زن حامله یا مریض به واسطه لطمات و صدمات که از طرف پاسبان‌ها به آنها رسیده جان سپردند و چقدر از ترس و حرص[1] فلج شدند و چه قدر مال ما را به اسم روسری یا چادر نماز به غارت بردند و چه پولهایی از ما به هر اسمی و رسمی گرفته شده خدا می‌داند اگر یک نفر پاسبان از ماها با روسری یا چادر نماز به دست یک پاسبان می‌افتاد مثل اسرای شام با ماها رفتار می‌کردند؛ بهترین رفتار آنها با ما همان چکمه ها لگد بر دل پهلوی ما بود و اگر به پول گرفتن قانع نمی‌شدند یا پولی نداشتیم به آنها بدهیم ما را به شهربانی یا کمیسر می‌بردند اذیت ما بیشتر و مخارج ما زیادتر. لذا استدعای عاجزانه داریم اولاً انتقام ما ستمدیده‌گان را از این جابران بکشید و بعد هم آزادی حجاب به ما بدهید؛ کما اینکه در ممالک اسلامی حجاب معمول است به علاوه در انگلستان و هندوستان که این‌قدر ادیان مختلف هست همه آزاد هستند؛ مخصوصا مسلمانان، دارای حجاب هستند لذا از نمایندگان محترم مسلمان، کلیه ملت ایران، استدعا داریم استرحاماً حال دیگر دست ظلم و تعدی و شکنجه از سر ما زنهای مسلمان ایران کوتاه و ماها را آزاد فرمایید. در خاتمه با تقدیم احترامات (امضاء جمعی از زنهای یزد)  

بالای سند: دبیرخانه 22/7/20[13]

ورود به دفتر نماینده مجلس شورای ملی

شماره 5310

تاریخ 23/7/1320]]

111 001



[1] . اصل: حرس.