چهارشنبه ۰۳ خرداد ۱۳۹۶    0:0:0
آخرین بروز رسانی : ۹ ساعت پیش


 
banner defult

افشین داورپناه، انسان‌شناس و عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ و هنر، در یادداشتی کوتاه معضل بی‌تاثیری مقالات نقد کتاب یا پایان‌نامه در زمینه ارزشیابی و ارتقا درجه علمی اعضای هیات علمی دانشگاه و موسسات پژوهشی، را بررسی کرده است. به‌باور وی در صورت حمایت وزارت علوم از مقالات و جریان‌های نقد کتاب، از وقوع بسیاری بی‌اخلاقی‌ها در حوزه پژوهش پیشگیری خواهد شد.

 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ افشین داورپناه: اعضای هیات علمی دانشگاه­‌ها و مراکز پژوهشی وقت خود را برای نوشتن نقد کتاب، مقاله یا پایان‌نامه صرف نمی­‌کنند، زیرا در معیارهای رایج در ارزیابی­‌های دانشگاهی و پژوهشی ایران، چنین مقالات نقد، امتیازی ندارد و نمی‌­تواند به ارتقاء اعضای هیات علمی در مدارج علمی و پژهشی کمک کند ـ آن هم در فضای کاذبی که بسیاری از اعضای هیات علمی به شکل حریصانه‌­ای دنبال انتشار بیشتر و بیشتر «مقالات شبه علمی ـ پژوهشی» و فتح پی در پی مدارج دانشگاهی‌­اند! فرایندی بیمارگونه که به هیچ وجه الزاما به معنای توسعه و ارتقاء فعالیت‌های علمی ـ پژوهشی کشور نیست! وضعیتی که می­‌توان آن را «علم زدگی» یا «پژوهش زدگی» نامید. به هوش باشیم که هر اجتماع علمی (Scientific community) بدون حضور «نقد» محکوم به خمودگی، ­بی­‌اخلاقی، توهم و نابودی است.

مقوله «نقد» در ارزشیابی­‌های عریض و طویل وزارت علوم و نظام علمی ـ تحقیقاتی ایران، جایگاهی ندارد؛ درواقع، در ملاک­‌های ارزشیابی و ارتقاء اعضای هیات علمی دانشگاه‌­ها و مراکز پژوهشی (پژوهشگاه‌­ها و پژوهشکده­­‌ها) به مقالاتی که به نقد کتاب­‌ها، مقالات و پایان­‌نامه­‌ها بپردازند، هیچ امتیازی تعلق نمی­‌گیرد، از همین روست که اعضای هیات علمی دانشگاه‌­ها و مراکز پژوهشی توجه چندانی به مقوله «نقد کتاب»، «نقد مقاله» یا «نقد پایان‌نامه» از خود نشان نمی‌­دهند. آنها تلاش می­‌کنند هر چه بیشتر چیزهایی تولید کنند یا فعالیت‌­های انجام دهند که به ارتقای علمی آنها کمک کند!

وزارت علوم و مراکز پژوهشی (به ویژه در حوزه علوم انسانی) و سیستم­ های ارزشیابی آنها از این نکته غافل­‌اند که کمک به رونق فضای نقد کتاب‌ها، مقالات و پایان نامه‌­ها می­‌تواند ابزاری مفید و سودمند برای جلوگیری از سرقت­‌های علمی یا کمک به کاهش آنها باشد. متاسفانه در چند سال اخیر، رسوایی­‌های متعدد و بزرگی را درباره سرقت­­‌های علمی توسط تعدادی از اصحاب دانشگاه و پژوهش شاهد بوده­‌ایم؛ برملا شدن وضعیت مقالات یا کتاب­‌هایی که در اصل کپی‌برداری یا سرقت از مقالات و کتاب­‌های دیگران بود؛ اتفاق تلخی که به شدت وضعیت اخلاق علمی و آبرو و حیثت مجامع دانشگاهی و علمی ـ پژوهشی ایران را مخدوش کرده‌­است.

این در حالی است که حمایت از نقد کتاب، مقالات و پایان­‌نامه‌ها و گرم کردن بازار نقد، می­‌تواند از وقوع بسیاری از بی‌اخلاقی‌ها در حوزه علم و پژوهش پیشگیری کند. نقد کتاب، مقالات و پایان‌نامه­‌ها این امکان را فراهم می­‌کند تا در بررسی تولیدات علمی (کتاب­‌ها، مقالات و پایان‌نامه­‌ها)، سره از ناسره مشخص شود. در چنین فضای نقدی، دیگر کمتر استاد، دانشجو یا پژوهشگر فرصت­‌طلبی مجال می­‌یابد تا برای مثال با کپی­‌کردن بخش­‌هایی از کتاب­‌ها یا پایان­‌نامه‌­های ایرانی و غیرایرانی، مدارج علمی را یکی پس از دیگری با شیوه‌­­های غیر اخلاقی تقلب و فریب طی کند، زیرا می­‌داند که مقاله یا پایان­‌نامه او فورا توسط منتقدان و افراد آگاه، نقد و بررسی خواهد شد و «سیه روی شود هر که در او غش باشد»!
توجه داشته باشیم که گسترش «نقدنویسی» به ویژه در حوزه‌­های تخصصی، می­‌تواند افراد را در جریان وضعیت تولیدات علمی ـ پژوهشی روز قرار دهد و ضمن افزایش دانش و آگاهی­‌بخشی، به رونق حوزه نشر و فعالیت­‌های علمی ـ پژوهشی منجر شود.

در آیین­‌نامه ارتقاء اعضای هیات علمی ابلاغی وزارت علوم، تنها یک جا به موضوع «نقد» اشاره شده­ و آن هم جایی است که امتیازهایی برای فعالیت­‌های دانشگاهی و پژوهشی در نظر گرفته شده­‌است. بر این اساس به «مقاله علمی ـ ترویجی و نقد چاپ شده و مقاله پژوهشی در دایره­‌المعارف» امتیاز تعلق می­‌گیرد؛ طبق این بند از آیین­‌نامه مذکور، ظاهرا صرفا به نقدهایی امتیاز علمی داده می­‌شود که در یک نشریه «علمی ـ ترویجی» یا در «دایرةالمعارف» منتشر شده باشد! اما واقعیت این است که در عمل، نشریات دارای مجوز علمی ـ پژوهشی از انتشار مقالات نقد شانه خالی می­‌کنند. در واقع، آنها انتشار مقالات نقد را فاقد ارزش­‌های علمی ـ پژوهشی تلقی می‌کنند!

حتی نشریات «علمی ـ تدریجی» و نشریات «مروری» نیز معمولا از انتشار مطالب مربوط به نقد مقاله، کتاب یا پایان‌نامه، استقبال نمی‌­کنند در نتیجه منتقدان مجبورند نقدهای خود را در هفته‌نامه­‌ها یا ماهنامه‌­ها منتشر کنند. این هفته‌نامه­‌ها یا ماه­نامه­‌ها که اگر چه بعضا تخصصی و به صورت حرفه‌­ای منتشر می­‌شوند، اما از دیدگاه وزارت علوم و شرایط «علم زده»، حتی در سطح نشریات «علمی ـ ترویجی» یا «مروری» نیز به حساب نمی‌آیند؛ بنابراین امتیازی به چنین نقدهایی تعلق نمی‌­گیرد؛ در نتیجه اعضای هیات علمی دانشگاه­ها و مراکز پژوهشی وقت خود را برای نوشتن نقد کتاب، مقاله یا پایان نامه صرف نمی­‌کنند! طبق آئین‌­نامه مراکز دانشگاهی و پژوهشی، مقالات «مروری» نیز مشمول امتیاز می­شوند اما واقعیت این است که «نقد» نیز معمولا توسط ممیزان وزارت علوم به عنوان مقاله مروری تلقی نمی­شود! ـ اگر چه در برخی هیات‌های ممیزی­، افراد آگاهی حضور دارند که نقدهای منتشر شده در مجلات علمی ـ پژوهشی را نیز شایسته امتیاز دادن می­دانند و به چنین تلاش‌­هایی نیز با دادن امتیاز، بها می­دهند.

از این گذشته، منظور از انتشار مقاله «نقد» در «دایره‌­المعارف» مشخص نیست؟ در ایران چند «دایره‌­المعارف» وجود دارد که امکان انتشار نقد مقاله، کتاب یا پایان­‌نامه در آنها وجود دارد؟

به نظر می­رسد، نهادهایی چون وزارت علوم، جهاد دانشگاهی و سایر مراکز علمی ـ پژوهشی با بازبینی آیین­نامه‌­های سنجش فعالیت­‌های اعضای هیات علمی و اعمال برخی اصلاحات، می­توانند به رونق گرفتن فضای نقد ـ به ویژه نقد مقالات، کتب و پایان­نامه­‌ها ـ کمک کنند؛ روندی که می­‌تواند فرایند نظارت و مراقبت بر فعالیت‌­های علمی پژوهشی کشور را تقویت کند و از امکان وقوع تقلب­‌ها و تخلف­‌های علمی بکاهد! برای اصلاح رویه موجود و فراهم کردن فضای پرداخت به نقد و تقویت آن، بهتر است برای انتشار مقالات نقد کتاب، مقاله و پایان­‌نامه، در نشریات تخصصی (حتی اگر «عملی ـ پژوهشی»، «علمی ـ ترویجی» یا «مروری» نیستند، امتیازهایی در نظرگرفته شود. پیش از آن برای چنین مقالاتی می‌توان، چارچوب­‌های استانداری تعریف کرد تا نقدها در چارچوب‌های مشخص و قابل قبولی انجام شود.

در سال­های اخیر، فعالیت‌­هایی چون برگزاری یازده دوره «جشنواره نقد کتاب» نشان داده ­است که در حوزه نقد ظرفیت­‌های فراوان و تاثیرگذاری در کشور وجود دارد که نیازمند حمایت جدی است؛ نقد را باید در شرایط کنونی، به ویژه در فضاهای علمی ـ پژوهشی کشور، ضرورتی راهگشا و نجات­ب‌خش تلقی کرد؛ ضرورتی که بدون توجه به آن، اندیشیدن به هرگونه پیشرفت، خواب و خیالی بیش نخواهد بود.