شنبه ۰۳ تیر ۱۳۹۶    0:0:0
آخرین بروز رسانی : ۶ روز پیش


 
banner defult

مدیر دفتر مشاوره حقوقی اهل قلم ایران با بیان اینکه متاسفانه در ایران بیشتر ضررهای پیوستن به معاهده جهانی کپی رایت بیان می شود، منافع الحاق کشورمان را به این قانون بیشتر از مضراتش ذکر کرد.

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ: موضوع پیوستن ایران به معاهده بین المللی کپی رایت این روزها بیشتر در محافل رسمی و غیررسمی مطرح می شود. بسیاری اقدام اخیر دولت را در تقدیم لایحه جامع مالکیت فکری، ادبی و هنری به مجلس که به گفته سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هم اکنون در کمیسیون فرهنگی در دست برررسی است، نشانه ای از خیز بلند دولت یازدهم برای پیوستن به این کنوانسیون بین المللی می دانند؛ طرحی که اگرچه موافقان زیادی دارد، اما صدای مخالفانش بلندتر به گوش می رسد. با توجه به درهم تنیدگی این موضوع با حوزه نشر، با سیدعلی آل داوود مدیر دفتر مشاوره حقوقی اهل قلم ایران در مورد مضرات و منافع احتمالی پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت گفتگویی کرده ایم که در زیر از نظر می گذرد.

بحث پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت در سال های اخیر بیشتر از قبل مطرح می شود. عده ای موافق این موضوع هستند و معتقدند که با این کار، راه جهانی شدن آثار پدیدآورندگان داخلی هموارتر می شود، عده ای هم معتقدند که با پیوستن ایران به کنوانسیون های جهانی مانند برن و رم، راه برای دست درازی غربی ها به فرهنگ کشور بازتر می شود؟ ارزیابی شما از این موضعگیری ها و پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت چیست؟

اتفاقاً راه دست درازی، الان بازتر است چون کنوانسیون هایی مانند برن و رم و یا هر معاهده دیگری که ناظر بر قانون جهانی کپی رایت است، قواعدی را به هر یک از دو طرف تحمیل می کند و آنها موظف اند از این قواعد پیروی کنند اما در وضعیت فعلی است که هر کسی بدون رعایت قانون خاصی و بدون آنکه دغدغه و نگرانی خاصی داشته باشد، به راحتی می تواند کتاب دیگران را بدون پرداخت هر گونه حق و حقوقی به او، ترجمه و یا منتشر کند. اما اگر ایران عضو معاهده جهانی کپی رایت بود، مترجم، اقتباسگر یا ناشر مجبورند با نویسنده یا ناشر خارجی تماس بگیرند، از او اخذ مجوز کنند، حق عضویت بپردازند و مواردی از این دست را رعایت کنند.

البته الان هم ناشرانی هستند که با کسب اجازه از پدیدآورنده و مولف و یا ناشر اصلی، کتابش را ترجمه و یا منتشر می کنند بدون اینکه هنوز کشور به معاهده کپی رایت پیوسته باشد.

درست است. بعضی از ناشران اقدام به این کار می کنند چون این احتمال را می دهند که ایران ناگزیر است که روزی به کپی رایت بپیوندد. چون به هر حال یکی از پیش زمینه های عضویت در سازمان تجارت جهانی، پپیوستن به قانون جهانی کپی رایت است. لذا این دسته از ناشران با فرهنگ را باید مآل اندیش هم دانست چون داوطلبانه و بدون آنکه قوانین موجود در داخل از آها خواسته باشد، از ناشران خارجی کسب اجازه می کنند. همین باعث می شود که آن ناشر یا مولف خارجی که بر این مسئله که ایران عضو کپی رایت نیست، اشراف دارد، متوجه شود که تعدادی از ناشران ایرانی هم هستند که داوطلبانه این قانون جهانی را رعایت می کنند و لذا عموماً هم با این دسته از ناشران با قیمت های پائین تر و مناسب تری وارد معامله می شوند. یعنی قیمت هایی در حدود یک سوم و یک چهارم.

البته جناب آل داوود، این کار بیشتر ناشی از هنر روابط عمومی این ناشران است و ارتباطاتی که بین مولفان طرف قرارداد آنها با مولفین خارجی وجود دارد. یعنی منظورم این است که به هر حال این روند، یک مکانیسم اصولی و تعریف شده و مطابق با قواعد جهانی نشر نیست.

خیر، اینگونه نیست که فقط یک کسب اجازه مختصر از ناشر اصلی باشد. من اطلاع دارم که این جوازها کتبی و رسمی است و به ناشران داده می شود و در عوض مبلغ ناچیزی هم به ناشران اصلی می پردازند.

اساساً پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت چه مزیت هایی برای ما دارد؟

هم مزایایی دارد و هم معایبی. طبعاً هر کتاب خارجی که بخواهد در ایران منتشر شود، ناشر داخلی باید از ناشر اصلی مجوز بگیرد و همه حق و حقوق مادی و معنوی آن را بپردازد. ضمن آنکه اخذ همین مجوزها و پرداخت حق و حقوق ناشر اصلی، متضمن صرف وقت است و لذا روند فعالیت ناشران را با کندی مواجه خواهد کرد. اینها می تواند معایب چنین معاهده ای باشد. اما به هر حال باید بپذیریم که این قانونی است که در سطح جهانی پذیرفته شده و تقریباً اکثر کشورها هم به آن پیوسته اند و اگر ایران هم به آن بپیوندد، طبعاً انتشار آثار با اجازه خواهد بود و دیگر اینکه آثار مولفین ما هم، در خارج از مرزها بهتر دیده می شود و شناخت مردم جهان از آنها بیشتر خواهد شد. اینها از جمله مزایای پیوستن ایران به کپی رایت است. متاسفانه ما فقط ضررهای اولیه این مسئله را می بینیم و به فواید آن توجهی نداریم. اگر ایران عضو کپی رایت شود، ممکن است در وهله اول ناشران و مترجمان کشورمان از نظر مادی، ضرر بکنند و تحت فشار قرار بگیرند اما دیگر اینگونه نخواهد بود که یک کتاب را چندین مترجم، ترجمه کنند و این امیدواری به وجود خواهد آمد که نشر ما از این آشفتگی که دچار آن شده است، رهایی یابد.

شما می دانید که وضعیت نشر ما در حال حاضر چگونه است. تیراژ برخی کتاب ها حتی به ۱۰۰ نسخه هم رسیده است. با این وضعیت تیراژ، بی علاقگی مردم به خرید و خواندن کتاب، کتابفروشی هایی که بیشتر انبار کتاب هستند تا محل کسب، شا چقدر زمینه پیوستن ایران را به قانون جهانی کپی رایت، فراهم می بینیید؟

بیشتر از ۳۵ سال است که بین موافقین و مخالفین پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت، بحث صورت می گیرد. قبل از انقلاب که این بحث مطرح بود ولی اکثراً چه جامعه قانونگذار و چه جامعه نویسندگان و مولفان به این نتیجه رسیدند که ایران صلاح نیست به این قانون بپیوندد. بعد از انقلاب هم بارها این مسئله میان اهل فن و در رسانه هایی مانند «مجله دانش» مطرح شد که این بحث ها تا به حال هم ادامه داشته است. به عقیده من این بحث ها هنوز هم پختگی لازم را به دست نیاورده ولی فکر می کنم اگر فشاری وارد شود برای اینکه ایران عضو سازمان تجارت جهانی شود، خواه ناخواه این بحث هم تسریع خواهد شد. اما به نظر من در حال حاضر فشار خاصی روی این مسئله وجود ندارد و کمتر به بُعد فرهنگی این موضوع توجه می شود. من فکر می کنم که عضویت ایران در معاهده جهانی «گات» است که ممکن است این مسئله را سرعت ببخشد.

الان روی بحث هایی تئوریک مسئله متمرکز نیستیم، بحث من این است که شما فکر نمی کنید که با توجه به شرایط فعلی نشر کشور، پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت، یک شوک و یک ضربه ناگهانی به صنعت نشر کشور وارد می کند و آن را در آستانه فروپاشی قرار خواهد داد؟

من فکر می کنم منظور شما نشر الکترونیک است که دسترسی به کتاب ها را آسانتر خواهد کرد اما به هر حال همین نشر الکترونیک هم تابع این قوانین است و این قوانین، جهانی است و راه گریزی هم از آن وجود ندارد. و در تیراژ کتاب در ایران هم تاثیری خواهد گذاشت چون به عقیده من تیراژ کتاب در ایران منفک از خود مسئله کتاب است و به اوضاع اقتصادی کشور و وضعیت جیب مردم بستگی دارد که کاهش آن در مقطع فعلی، قطعاً مقطعی است و اینگونه نخواهد ماند. در ۲۰۰ سال اخیر هم اُفت و خیز زیادی در تیراژ کتاب کاغذی داشته ایم؛ در دوره ناصرالدین شاه هم که کتاب به صورت چاپ سنگی چاپ می شده، در حدود ۷۵۰ نسخه بوده است و این زمانی بوده که جمعیت ایران فقط ۷ میلیون نفر بوده و ما درآمدی به نام نفت نداشته ایم و مالیاتی از مردم گرفته نمی شده است. ولی الان می بینیم که تیراژ به ۵۰۰ و ۳۰۰ و ۱۵۰ نسخه رسیده است. البته در مقطعی بعد از انقلاب هم شاهد بودیم که تیراژ کتاب های معمولی هم ۵۰۰۰ نسخه کمتر نبود. بنابراین به عقیده من اُفت و خیز در تیراژ کتاب در ایران، عاملی کاهنده یا سرعت بخش در پیوستن ایران به کپی رایت نیست.

کمی هم وارد موضوع لایحه حمایت از مالکیت فکری و ادبی که دولت آن را تقدیم مجلس کرده است، بشویم. شناختی از آن دارید؟

ما در حال حاضر قانون مولفین، مصننفین و ناشران مصوب سال ۱۳۴۸ را داریم. اما از آن زمان تا به حال تحولات زیادی در عرصه نشر و همچنین قراردادهایی که میان مولفان و ناشران منعقد می شود، پدید آمده است. متاسفانه علیرغم همه این تحولات و ظهور نشر دیجیتال، تحولی در خود قانون پدید نیامده و دادگاه هایی که برای حل دعاوی نشر وجود دارد، چنددان با تحولات روز آشنا نیستند. چد سالی بود که لایحه ای در دولت در حال آماده سازی بود و چند وقتی هم هست که تقدیم مجلس شده است اما چندان در این باره سخن گفته نشده است. به عقیده من این لایحه و یا طرح های مشابه دیگر باید نه تنها توسط نمایندگان بلکه توسط خود اصحاف فرهنگ و هنر مورد بررسی کارشناسانه قرار گیرد و لذا معتقدم این لایحه باید در معرض مطالعه و بررسی عموم مردم قرار گیرد، یعنی منتشر شود تا همه کسانی که با آن سر و کار خواهند داشت اعم از مولفان، نویسندگان، ویراستاران و غیره نظرات کارشناسی خود را بدهند و قانون حک و اصلاح شود و مجموع این نظریات در کمیسیون فرهنگی مجلس جمع شود که این ویرایش بهتری از قانون خواهد بود. آن وقت است که مجلس هم می تواند با فراغت بال بیشتری لایحه را برررسی کند.

ادامه دارد... .