سه شنبه ۰۶ تیر ۱۳۹۶    0:0:0
آخرین بروز رسانی : ۹ روز پیش


 
banner defult
معرفی نسخه:

دیوان بهاء نسخه ای است به شماره 3096، در تالار نسخ خطی دانشگاه تهران، از شاعری با تخلص بهاء که از زندگی او اطلاعات دقیقی در دست نیست. ظاهرا در دوره قاجار می زیسته و حدود هزار بیت از او باقی است.«فهرست نسخ خطی ایران، احمد منزوی،ج 14»

کاتب نسخه، در مقدمه اثر چنین آورده است که: «شاعری با تخلص بها که مراثی دربارۀ حضرت اباعبدالله سروده است. در بادی نظر با مؤسس فرقۀ ضالۀ معروفه مشتبه می شود، ولی پس از دقت معلوم می شود که فقط تخلص مختصر شباهتی دارد. در تذکره‌ها و منابع، به نام همچو شاعری برنخوردم؛ آنچه از خود دیوان برمی‌آید این است که از شعرای قاجاریه و دارای طبعی خوب بوده است.»

این اثر دارای 93 صفحه و متشکل از سه ترکیب بند و چهار قصیده در سوگ اباعبدالله علیه‌السلام و یک قصیده در مصیبت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است.

متن قصیده:

1.        تا زتیغ ابن ملجم تارک حیدر شکست                     چرخ را ارکان و محور، عرش را لنگر شکست

2.        خون فرقش تا ز کین در دامن محراب ریخت            عرش را زین ماجرا نه پایۀ منبر شکست

3.        خاک را پیوند الفت سربه‌سر از هم گسست                زین تطاول پای تا سر تودۀ اغبر شکست

4.        آسمان بر خاک از این غم افسر زرین فکند                شاه انجم را به‌سر زین ماجرا مغفر شکست

5.        رشتۀ پیوند ببریدند ز ابا، امهات                            از مدار افتاد گردون، عقد هفت اختر شکست

6.        رخنه‌ها در کارگاه گنبد اخضر فتاد                         این رواق نیلگون را شرفه و منظر شکست

7.        چهره در خون کرد رنگین از جفای ناکسان               آنکه از تیغ دوپیکر گردن عنتر شکست

8.        ازجفای ابن ملجم خانۀ دین شد خراب                    پردۀ ایمان درید و پشت پیغمبر شکست

9.        جامه نیلی کرد از این غم شاهد زربفت‌پوش              در کف ناهیدِ چنگی بربط و ساغر شکست

10.     رو خراشان چهره در خون شست خاتون فلک            بر سر از این وهن عظمی نیلگون معجر شکست

11.     این مصیبت تا رقم زد کاتب دیوان غم                     منشی دیوان گردون خامه و دفتر شکست

12.     زهره در بزم طرب آغاز ماتم ساز کرد                     چنگ و عود اندر کف آن شوخ خنیاگر شکست

13.     شاه خاور سرنگون افتاد از چارم سریر                     در عزای خسرو دین هم سر و افسر شکست

14.     هم ز هول افتاد روح‌الله ز معبدخانه دور                  هم ز وحشت ساعد مریخ با خنجر شکست

15.     هم سعادت‌خانۀ برجیس شد ماتم سرا                      مشتری را زین مصیبت سنگ نکبت سر شکست

16.     گرد محنت از سر ایوان کیوانی گذشت                     دیدبان هفتمین اورنگ را منظر شکست

17.     تا به گردون زد صلای قتل او روح‌الامین                  عرش و کرسی، لوح محفوظ و قلم یکسر شکست

18.     تا به قرب قاب قوسین رایت غم شد به پا                 از دنی تا اوج اَو اَدنی به‌یکدیگر شکست

19.     تا ز فرق نیر دین شد عیان شق القمر                       آسمان را نیرینِ اصغر و اکبر شکست

20.     تیغ زهرآلود بن ملجم، که دستش قطع باد                 تارک شیر خدا، شاه غضنفر فر شکست

21.     پشت ختم المرسلین خم شد از این جانسوز غم           جان زهرا قلب شبّیر و شبر در بر شکست

22.     در بهارستان دین باد خزان از کین وزید                    نونهال باغ دین از تندی صرصر شکست

23.     تار و پود پردۀ امکان مگر درهم گسست                   یا که شهرستان علم مصطفی را در شکست

24.     تا ز تن شد جان آن جان جهان و جان جان              کارگاه کُن فکان را مرکز و محور شکست

25.     باعث ایجاد عالم تا ز عالم رخ نهفت                      از مکان تا لا مکان وز لا مکان برتر شکست

26.     خون به جای آب از تسنیم و کوثر شد روان              تا ز تیغ ظلم فرق ساقی کوثر شکست

27.     حوریان را شد گلستان ارم بیت‌الحزن                      هم گلستان ارم را زینت و زیور شکست

28.     تا که وجه الله را از خون محاسن شد خضاب             بارگاه کبریا را مجمع و محضر شکست

29.     آیه لا تقنطوا من رحمة الله نقض شد                       راقم رحمت قلم بر صفحه و مسطر شکست

30.     زین تطاول انبیا و اولیا غمگین شدند                       هم از این بیداد قلب شافع محشر شکست

31.     لشکر حیرت شبیخون زد به خیل قدسیان                  خطّۀ کرّوبیان را مسکن و معبر شکست

32.     آه و وا دردا که از کین پیکر اندر خون کشید              آن که اندر گاهواره پیکر اژدر شکست

33.     راس پاکش مضرب شمشیر ظلم خصم شد                آن که از بازوی گردافکن درِ خیبر شکست

34.     تا نگون شد قامت سرو چمن آرای دین                   از غمش اندر چمن هم سرو و هم عرعر شکست

35.     صرصر کین یافت ره در ساحت بستان دین               گلسِتان دین و ایمان را شکوه و فر شکست

36.     از گل سوری طراوت رفت و گلشن شد خراب          تاب سنبل و آبروی لالۀ احمر شکست

37.     خون دل از چشم نرگس ریخت در صحن چمن         زینت گلبرگ و زیب و عطر سیسنبر شکست

38.     عندلیبان را فرامش گشت عشق روی گل                  نکهت گل رفت و هم گلزار را زیور شکست

39.     نطق گویای «بها» زین ماجرا آمد خموش                  نی عجب گر زین مصیبت نطق دانشور شکست

40.     تا ظهیر ملک و ملت روی از این عالم نهفت             در عزایش پشت دین و لشکر و کشور شکست

 

ساختار اثر:

زبان این قصیده، چنان سایر آثار دورۀ قاجار، ساده، هموار و در عین حال محکم و استوار و به دور از عیوب نحوی و ناهمواری های کلامی است. واژگان و ترکیبات دشوار و نارایج ندارد. عیوب فصاحت، چه در سطح کلام و چه کلمه، یافت نمی شود؛ البته در مواردی معدود، به خاطر حذف ارکان دستوری، ابهاماتی دیده می شود:

18. تا به قرب قاب قوسین رایت غم شد به پا            از دنی تا اوج او ادنی بیکدیگر شکست

حذف نهاد در مصرع دوم سبب نارسایی معنا شده است. مشابه این ایراد در بیت 25 است:

25. باعث ایجاد عالم تا ز عالم رخ نهفت                 از مکان تا لا مکان وز لا مکان برتر شکست

همچنین به مناسبت ردیف فعلی شکستن، شاعر ترکیب سازی‌هایی داشته که بدیع است و البته گاه منجر به ابهام معنایی شده است:

عقد هفت اختر شکستن در بیت پنجم، قاعدتا پاره شدن عقد را در نظر دارد و معجر شکستن خاتون فلک نیز ناظر به همین معناست. همچنین معبر شکستن بیت 31 مجازا در معنای ویرانی است.

ویژگی‌های سبکی دورۀ خراسانی چه از نظر زبانی و چه بلاغی در شعر یافت می‌شود: فعل شد در معنای رفت (بیت24)؛ حرف اضافۀ تا در معنای زمانی که (بیت 1 و 2)؛ استفاده از حرف اضافۀ اندر(بیت 12 ،32 ،34 )، تصویر سازی های حسی و... .

 

محتوای اثر:

موضوع اصلی اثر، سوگ و رثا و درونمایۀ آن، رخداد واقعه‌ای عظیم است که به سبب آن نظام خلقت دچار اضطراب و پریشانی شده، ارکان کرۀ خاکی از هم پاشیده ، مدار چرخ از هم گسسته است و عرشیان عزادار شده اند؛ اما تکرار ملال‌آور این مضمون سبب درازگویی شده و ضعف اصلی کار به حساب می‌آید.

در این قصیده نه صحبتی از حماسه است وظلم ستیزی و نه تصویری است از مظلومیت و گریه‌خیزی؛ نه به فضایل ممدوح پرداخته شده است و نه سوز و گدازی است که عاطفۀ مخاطب را درگیر کند! در حالی که مهمترین هدف رثا تحت تاثیر قرار دادن عواطف مخاطب و رقیق ساختن احساسات اوست.

با این که شعر در رثای یک شخصیت بزرگ مذهبی سروده شده است، شعائر، نمادها و روایات دینی و حتی تاریخی نمود چندانی ندارند. در بیت 23 شاعر با استفاده از صنعت تجاهل عارف به حدیث «انا مدینة العلم و علی بابها» اشاره دارد و در بیت 29 نیز، نوآوری جالبی را شاهد هستیم که نوعی ترک ادب شرعی نسبت قرآن محسوب می‌شود؛ به این شرح که شاعر مدعی شده که با شهادت حضرت امیرالمومنین دیگر امیدی به رحمت الهی نمی توان داشت و آیه «لاتقنطوا من رحمة الله» منسوخ شده است. بسامد واژگان فلکی و کیهانی در این قصیده چشمگیر است .

درونمایۀ اصلی شعر که مکرراً بیان می‌شود، به هم ریختن عرش و فلک از حادثۀ شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که در آن جا هم، درجۀ تخیلات شاعرانه به حدی بالاست که خواننده گمان نمی‌برد که با یک واقعیت تاریخی روبروست! عناصر غم‌رسیده در این مصیبت بیشتر از آن که از نوع حقیقی باشند، از نوع شخصیت‌های خیالی هستند که در شعر شخصیتی انسانی یافته‌اند: آسمانی که از غم کلاه می‌افکند، ماهی که مغفر می‌شکند، خورشیدی که معجر می‌شکند؛ در کف زهره ساز شکسته می‌شود و در دست عطارد خامه و دفتر و به این ترتیب تمامی اجزای نظام آفرینش، از عرش تا فرش، پریشان‌حال از این واقعه‌اند.

 ظاهرا آنچه شاعر را در این فضا محدود کرده و به او اجازه نداده حرف جدیدی را وارد شعر کند، تلاش او برای استقبال از دوازده‌بند محتشم است. در این قصیده صرفاً آن حادثۀ عظیم که در آغاز ترکیب‌بند محتشم مطرح است، شاعر را تحت تاثیر قرار داده است؛ اما سایر ترکیب‌بندهایی که در این نسخه آمده، همگی در استقبال از اثر معروف جناب محتشم کاشانی سروده شده‌اند؛ چه از نظر وزن و قالب و چه از نظر محتوا.

ویژگی‌های کتابت نسخه :

- سرهم نویسی ترکیبات اضافی: خونفرقش (خون فرقش)، دیوانغم (دیوان غم)

- سرهم نویسی اسم اشاره با کلمۀ مابعد: زینمصیبت (زین مصیبت)، ازینغم (از این غم)، آنشوخ (آن شوخ)، اینرواق (این رواق)

- اتصال «را» به اسم ماقبل: خاکرا (خاک را)، مشتریرا (مشتری را)، ارمرا ( ارم را)

- جدا نویسی برخی کلمات مرکب: ماتم سرا

- نوشتن حرف «گاف» بدون سرکش: بارکاه (بارگاه)، کاهواره (گاهواره)، کردافکن (گردافکن)

- نگارش کسرۀ اضافه به صورت های بیان حرکت در برخی موارد: مرکزه محور (مرکز محور)

- حذف های بیان حرکت هنگام اتصال به علامت جمع در برخی موارد: رخنها (رخنه ها)

گزارش از مریم مرادی

منبع: سایت سلیس