سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵    0:0:0
آخرین بروز رسانی : ۱۲ ساعت پیش


 
banner-fatemieh

چهار آبان،‌ سالگرد درگذشت مرحوم طاهره صفّارزاده بود. وی شاعری، پژوهشگری و ترجمه قرآن کریم توانایی فراوانی داشت. او از شاخص‌ترین شاعران قبل از انقلاب اسلامی بوده است و با بینش توحیدی، سیاسی و اجتماعی و زبان ساده و روان اشعار ماندگاری را بجای گذاشته است.

زنده‌یاد مقاله‌ای دارد با عنوان «آموزش زبان علم و ترجمه تخصصی در خدمت استقلال علمی، صنعتی و اقتصادی کشور».

وی در این مقاله به اهمیت ترجمه و نقش آن در انتقال و رشد علم و صنعت پرداخته است. ضمن بعضی مطالب گوشه های از زندگی علمی و تلاشهای پژوهشگر قرآن نیز بیان می شود.

بحث افت علمی دانشگاه‌ها که در چند سال اخیر صاحب‌نظران و استادان دلسوز را نگران کرده، خطی است که استقلال علمی، صنعتی و در نتیجه استقلال اقتصادی و فرهنگی کشور ما را تهدید میکند. به نظر من به فراموشی سپردن اهمیت آموزش زبان علم در سالهای اخیر از دلایل عمده این افت علمی است. مثلاً طبیبی که متون پزشکی به زبان خارجی را نتواند بخواند و درک کند آیا خطری برای سلامت جامعه نیست؟ همین احساس خطر انگیزهای قوی برای نوشتن این مقاله میتواند باشد. متن حاضر حاوی طرح نظریه-ها و پشتوانه استدلالی کوششهایی است که پس از حدوده دو ده‌ه تلاش فوقالعاده در کشور ما به عینیت رسیدند و دریچه‌هایی را به روی پیشرفتهای علمی و فناوری کشور گشودند و اینک بیتوجهی به آنها میرود که به ضعف توان و سرمایه علمی کشور بینجامد.

دو دلیل مهم و حیاتی، طرح این آگاهیها و هشدارها را در وضعیت فعلی تاریخی کشور ما، به ویژه از سوی امثال من ضروری میسازد:

اول، برای اهل علم راستین، توجه به پیشنهاد های دلسوزانه و منطقی یک وظیفه است و عدول از آن نزد خداوند و بندگانش پذیرفته نیست. من دچار تواضع دروغین نیستم و آشکار او مستند میتوانم بگویم که بیش از همکارانم در رشته زبانهای خارجی، حق دارم در زمینه تخصص ترجمه نظر بدهم. من نخستین معلم زبان هستم که در دانشگاه‌های ایران «نقد علمی ترجمه» را تدریس کردم و بر مبنای آموزش که دیده بودم و تفکر و تحقیق در نظریه‌های ترجمه و آمارگیری از نظریه‌های آموزنده و مشترک که صاحبنظران و مترجمان نامدار جهان درباره آنها به توافق رسیده بودند اصول و مبنایی برای این علم وضع و ارائه نمودم و با شیوهای ابتکاری به تدریس و تعلیم درسی که سابقه آموزش دانشگاهی نداشت پرداختم. همچنین در زمان مسئولیت «طرح تألیف و تدوین کتابهای زبان تخصصی»، به منظور بهرهگیری دانشجویان از تأثیر ترجمه در یادگیری زبان علم، گنجاندن تمرینهای «ترجمه» و «معادلیابی واژگان تخصصی» (که شرحش خواهد آمد) در کتابهای زبان تخصصی برای رشته‌های مختلف دانشگاهی را به مؤلفان پیشنها کردم و شخصاً سالها بر حسن اجرای آن نظارت داشتم.

خلاصه نزدیک به چهارده‌ه یعنی از سال ۱۹۶۷ تاکنون برای شناختن و شناساندن این علم جدید مشتاقانه کوشیدهام.

دوم، گسست فرهنگی یکی از عوامل واپسماندگی و انحطاط نظامها، کشورها و تمدنهاست. کوششها، پویشها و پژوهشهایی در مقطعی از زمان صورت میگیرند و تجربه‌هایی به دست میآیند و به پیشرفتهایی میانجامند، اما به دلیلی متوقف میشوند یا نادیده گرفته میشوند. در سالها، ده‌ها یا سده‌هایی بعد، نسلی دیگر ، بدون آگاهی از تجربه‌ها و دستاوردهای پیشین، همان حرکتی راحتی گاه خامتر و ناسنجیدهتر از پیش آغاز میکند یا مجبور به دریوزگی از دیگران میشود و آن چه را خود داشته است از بگانه تمنا میکند. ناگفته پیداست که این امر به معنی ده‌هها، سده‌ها و گاه هزاره‌ها عقبماندگی و پسرفت است. اگر قرار باشد که ملتی در مسابقه با گذشته خود، شکست بخورد، نباید انتظار داشته باشد که آینده خویش را رقم بزند. در مقابل اگر بخواهیم پیشرفت داشته باشیم، وظیفه همه گذشتگان است که تجربه‌ها و میراثهای علمی، فنی و هنری خود را برای آیندگان به یادگار گذراند. نیز وظیفه همه آیندگان است که نخست، از دستاوردهای و تجربه‌های گذشتگان آگاهی داشته باشند و دوم، پیش از هر تصمیم، طرح، برنامه، تلاش و پویشی، به تحقیق در این باره بپردازند که آیا در گذشته، موارد مشابه داشتهایم و اگر آری ، تا کجا پیش رفته بودیم، رمز پیشرفت جز این نیست که هر کاری از آنجا آغاز شود که پیشینیان تمام کرده بودند.

من نیز به عنوان عضوی از نسلهای پیشین، وظیفه دارم که در هر جا و به هر زبان که میتوانم، بگویم و بنویسم که پیش از این کجا بودیم و به کجا رسیدیم و اکنون برای پیش رفتن باید از کجا ادامه دهیم و چه موانعی بر سر راه پیشرفت ما وجود دارد که باید آنها را کنار بزنیم . به عنوان یکی از کسانی که هنوز زنده است و رو به آینده دارد و از آیندگان نیز هست وظیفه خود میدانم که فعالیتهای پیشرفتآفرین گذشته را در کوله-بار حرکت خود داشته باشم، با این توشه راه خود را ادامه دهم و دیگران را نیز با خود همراه سازم. از بشارتها و هشدارهای لازم برای این پیشرفت نیز دریغ نکنم و رضای خداوند ماندگار و سربلندی همیشگی سرزمین و تمدنی را که به آن وابستهام مقدم بر خوش آمدن یا خوش نیامدن این و آنی بدانم که هیچ تضمینی بر حیات آنها تا لحظهای دیگر نیست و حتی اگر مدت زمانی نیز در این جهان زیست کنند، وظیفه مؤمنان است که از آنها نهراسند.

پیش از پرداختن به پیشینه ترجمه و دستاوردها و تجربه‌های پیشین، باید از چیستی آن سخن بگوییم.

۱. ترجمه چیست؟

ترجمه ، «برگرداندن چیزی که گفته یا به ویژه نوشته شده، به زبانی دیگر است».

این معنی که در فرهنگ OXFORD سال ۱۹۹۶ آمده شاید دقیقترین تعریف کوتاه ترجمه باشد. در این تعریف چهار عنصر نهفته است:

۱. مطلبی که به صورت گفته یانوشته در آمده است (موضوع)؛

۲. یک زبان (زبان مبدا)؛

۳. زبان دیگر (زبان مقصد)؛

۴. عمل وارد کردن مطلب از زبان مبدا به زبان مقصد (ترجمه کردن).

۲. ترجمه، علم است

برای این که عمل برگرداندن موضوعی که به یک زبان (زبان مبدا) گفته یا نوشته شده به زبانی دیگر (زبان مقصد) صورت پذیرد، نیاز به دانشهایی است:

۱. دانش آن موضوع؛

۲. دانش زبان مبدا؛

۳. دانش زبان مقصد؛

۴. دانش چگونگی عمل انتقال مطلب.

پس ترجمه، علمی است که از چهار علم تشکیل شده است و مانند هر علم دیگر میتوان تعبیرهای «دقت»، «واقع‌نمایی»، «راستی»، «اثبات‌پذیری»، «ابطال‌پذیری» و مشتقات آنها را درباره آن به کار برد.

۳. ترجمه ، هم فن است هم هنر

علم ترجمه، دستورالعملها و بایدها و نبایدهایی را به عنوان ابزار تعیین میکند تا عمل ترجمه به درستی صورت پذیرد. ترجمه کردن یعنی عمل به این دستورالعملها و بایدها و نبایدها. ترجمه را در عمل باید آموخت. پس ترجمه، فن است؛ فنی که بر اساس دستورالعملهایی برخاسته از علم ترجمه، به اجرا در میآید.

از آنجایی که ترجمه، با زبان سرو کار دارد. در کاربرد یک زبان، آنگاه که مجال ابتکار، خلاقیت و زیبایی در یافتن معادلها از زبانی به زبان دیگر است، پای هنر به میان میآید. پس ترجمه، یک هنر است؛ هنری که میتوان از تعبیرهای «خلاقیت»،«زیبایی» و «گیرایی» درباره آن استفاده کرد.

۴. ترجمه تخصص است

برای ترجمه، علاوه بر دانستن دو زبان و آگاهی از چگونگی ترجمه، باید موضوع مورد ترجمه را به خوبی شناخت. این موضوع میتواند مرتبط با هر یک از حوزه‌های علوم، معارف، صنایع، فنون، هنرها یا گونه های ادبی به معنی داشتن تخصص لازم در آنهاست. پس ترجمه ، علاوه بر دیگر تخصصها نیازمند داشتن تخصص در موضوع ترجمه است. به عبارت دیگر ، ترجمه، به معنی عام وجود ندارد و بسته به موضوع ترجمه، نام «ترجمه تخصصی» آن موضوع را به خود میگیرد . بنابراین مثلاً در رشتهای به نام تربیت مترجم چون دانشجو در موضوع خاصی تمرکز ندارد مدرک به دست میآورد اما متخصص نمی-شود.

۵. ترجمه، نیاز است

موجود زندهای به نام انسان، برای ادمه حیات و رشد و پیشرفت، نیازمند تعامل و تبادل با جهان پیرامون خویش است. حتی اگر موجود بزرگتری مانند جامعه نیز بخواهد زنده بماند باید به رعایت این اصل پایبند باشد.

زبان یکی از مهمترین عوامل تعامل و تبادل انسانها و جوامع با یکدیگر است. زبان، زمینه انتقال علم و تجربه، فرهنگ و بینش و اندیشه و هنر است. آگاهی ما از یافته‌ها و داشته‌های ما مایه رشد و پیشرفت آنهاست. حتی اگر فرد یا جامعهای ، عقبماندهتر از دیگری باشد، آگاهی متقابل از یافته‌ها و داشته‌ها میتواند فاصله‌های را کم کند و سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد.

آن چه نام خود کفایی و استقلال علمی و فنی به خود گرفته و نتیجه‌های بسیار در اقتصاد و سیات به بار میآورد جز از راه آگاهی از دستاوردهای پیشرفتگان در علم و فن و هنر میسر نیست و نخستین گام برای این آگاهی، آگاهی از زبان علم در رشته‌های مختلف است.

کم توجهی‌یابی یا بی‌توجهی به این مهم و فرورفتگی درخویش و ایجاد مانع در راه تبادل و تعامل با جهان خارج، نتیجهای جز واپسماندگی و ضعف نخواهد داشت و این در کوتاه مدت یا بلند مدت به معنی ضربه‌پذیری، شکست ، تحقیر، اضمحلال و نابودی خواهد بود.

پس ترجمه ـ یعنی دانستن زبان دیگر و انتقال موضوعهای مفید آن به زبان خودی و از زبان خودی به زبان دیگر ـ یک نیاز است؛ نیازی برای ماندن، قوی ماندن، پیشرفته بودن و حتی زنده بودن.

۶. کجا بودیم؟

با این همه اهمیت حیاتی و اساسی که متوجه ترجمه است، وضعیت زباندانی و قدرت ارتباط ما منابع و مآخذ علمی بیگانگان در ایران نامطلوب بوده و هست.

دانشآموزی که دوره دبیرستان را تمام میکند از مکالمه ساده، از نگارش ساده، از مطالعه روزنامه و کتاب عادی به زبان بیگانه عاجز است. از سوی دیگر ، حتی درصورت درک زبان خارجی، توان لازم را برای نگارش فارسی مناسب ندارد.

در گذشته نیز چنین بود و این وضعیت با ورود به دانشگاه نیز مشکلی مضاعف مییافت. حتی اگر دانشآموزی ساعی و با نمرهای بالا پا به رشته زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه می-گذاشت، احساس ناتوانی و حقارت وجود او را میگرفت زیرا قبل از انقلاب ، آموزش زبان در رشته‌های مختلف دانشگاهی در خدمت علوم نبود. به ادبیات و زبان خارجی هم در رشته-های ادبیات و زبان خارجی طبق برنامه دانشجویان انگلیسی زبان و یا اروپایی زبان پرداخته میشد. دانشآموزی که با حداقل معلومات از دبیرستان وارد دانشگاه میشد موظف بود که از همان سال اول آثار ادبی کلاسیک را بخواند.مثلاً من که در سال ششم ادبی شاگرد اول شده بودم، اتللوی شکسپیر را به فرمایش استاد کانادایی در منتهای احساس درماندگی و افسردگی و با استفاده از ترجمه‌های موجود فارسی فراگرفتم.

طبعاً «ترجمه» در رشته زبانهای خارجی ،درسی بدون تدریس و تعلیم بود. زمانی که من در ایران دانشجوی زبان و ادبیات انگلیسی بودم دو واحد ترجمه در برنامه درسی گنجانده شده بود و اجرای آن به شیوه خواندن انشا در دوره دبیرستان و بدون نقد و بررسی و تعلیمات لازم صورت می‌گرفت زیرا اگر چه تاریخ ترجمه به ۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد اما در مغرب زمین تا اوایل سالهای ۱۹۶۰ این هنر به مانند هنرهای از امور ذوقی شمرده میشد و آموزش کاربردی نداشت. طبعاً در کشور ما هم که برنامهریزان خارجیها بوده-اند در پی یافتن جنبه آکادمیک برای این درس برنیامدند. تا این که در سال ۱۹۶۳ یا ۱۹۶۴ در دانشگاه آیووا در آمریکا به پیشنهاد شاعران و نویسندگان شرکت کننده در «کارگاه شعر» دانشکده ادبیات ، درسی با عنوان «کارگاه ترجمه » مورد تصویب مسئولان آموزشی قرار گرفتن و در برنامه زبان و ادبیات انگلیسی گنجانده شد. تأیید این واقعه را از کتاب «نظریه‌های ترجمه در عصر حاضر» نوشته ادوین گنتزلز (Edvin Gentzle) با ترجمه آقای صلحجو نقل میکنم:

در اوایل ده‌ شصت [میلادی]، هیچ کارگاه ترجمه در مؤسسات آموزش عالی ایالات متحده آمریکا وجود نداشت. ترجمه، دست بالا فعالیتی بود حاشیهای که در حوزه دانشگاه به آن به چشم رشتهای مستقل و دانشگاهی نگاه نمی‌کردند. در ۱۹۶۳ هیچ محفل عمومی مستقر و مستمری برای این منظور در میان نبود ؛ نه مرکز ترجمه‌ای در کار بود و نه تا آنجا که من میدانم انجمی برای مترجمان ادبی، و نه نشریه-ای که اختصاصاً به ترجمه و مسائل مستمر آن بپردازد . در چنین اوضاعی بود که پُل اِنگل (Paul Engle) مدیر کارگاه نویسندگان در دانشگاه آیووا اولین خیز را برداشت. او با این استدلال که نوشتن خلاق مرز نمیشناسد، « برنامه نگارش خلاق » را گسترش داد و نویسندگان بینالمللی را نیز در آن گنجانید . در ۱۹۶۴ اِنگل مدیر تمام وقتی را برای برنامهای استخدام کرد که در واقع اولین «کارگاه ترجمه» در آمریکا بود و به ترجمه ادبی اعتبار دانشگاهی بخشید."

من که در سال ۱۹۶۷ به عنوان یک شاعر ایرانی در برنامه نگارش بین‌المللی دانشگاه آیووا پذیرفته شدم، برای درجه MFA هم که خاص نویسندگان و شاعرانی است که داوطلب تدریس در دانشگاه باشند ثبتنام کردم. به ویژه برای جبران محرومیت از آموزش ترجمه در دوره لیسانس به جای درسهای جانبی ادبیات، مشتاقانه تا ۸ واحد از کارگاه ترجمه را برگزیدم. کلاس یا کارگاه ترجمه که مراحل تجربی را میگذراند برای شرکت کنندگان که عموماً شاعر و نویسنده بودند توفیق آشنایی با ادبیات جهان را به همراه داشت. اما از سویی برای من که به هر دو موضوع شایق بودم موضوع کاربردی ساختن و آموزش این دو هنر (نقد شعر و ترجمه) به ویژه ترجمه مورد نظر بود، از دیگر سو در کارگاه ترجمه، تنوع ملیتها و زبانها استاد را که فقط زبان انگلیسی میدانست از داوری در برخورد و یا تطابق آثار ترجمه شده با زبان دانشجویان معاف میداشت. در نتیجه، بررسی آثار ، حداکثر محدود به سطح کیفیت معادل زبان انگلیسی میشد. بر اثر تشخیص اشکالها، این نتیجه-گیری در ذهن من پدید آمد که کار اصلی نقد ترجمه باید بر پایه شناخت و دانش فرهنگی دو زبان از سوی استاد و دانشجویان باشد و ترجمه به شیوه یکزبانه امری تقریباً محال است. لذا در خارج ازکلاس بیشتر وقتم را به مطالعه و گردآوری مقالات ترجمه و نظریه‌های مترجمان با سابقه که در کنفرانسهای ترجمه ارائه و مکتوب شده بود میگذارندم و به تدریج اصول و مبانی مشترک و مستدل را به ترتیب اهمیت به منظور تدوین یک برنامه آموزشی با رجوع به کتابخانه دانشگاه و یا خرید کتابها استخراج، آمارگیری و یادداشت میکردم.

در بازگشت به ایران به دلیل خرده گیریهای سیاسی امید به تدریس در دانشگاه را از سر به در کردم. تا این که یک روز آقای احمد کریمی از دبیران سابقم راکه بعدها از مدیران وزارت علوم شده بودند درخیابان دیدم. او که حسن ظن فراوانی از دوران دانشآموزی من درخاطر شریفش حفظ شده بود پس از شنیدن ماجرا دریغ دانست که مانع ورود من به دانشگاه شوند و مقرر کرد که با کارنامهام به دفترش مراجعه کنم. روز بعد به وزارتخانه رفتم. ایشان در حضور من به معاون دانشگاهی ملی سابق (شهید بهشتی) که در عین حال از مسئولان ممیزی مدارک تجصیلی بودند تلفن کرد. آن معاون محترم پس از اطلاع از محتوای کارنامه من یادآور شد که قرار است «ترجمه» به عنوان رشتهای جدید تدریس شود و چون تا آن زمان دانش-آموختهای در این تخصص در دانشگاه‌های ایران نبوده بهانه سختگیریهای سیاسی قابل مذاکره است. بر اثر نفوذ ایشان یک هفته بعد به استخدام دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی) درآمدم. این را هم بگویم که حدود یک سال پیش از آن در ایران بر اثر دریافت خبر برپایی «کارگاه ترجمه» در آمریکا «مدرسه ترجمه» تأسیس شده بود و به صورت تجربی و بدون کتاب و روشهای تثبیت شده اداره میشد. مرا هم برای تدریس دعوت کردند. مسئولان آموزشی برای ارسال استاد با دانشگاه آیووا که بنیانگذاری کارگاه ترجمه بود مکاتبه کرده بودند. آنها هم مرا به عنوان شاعر ایرانی ترجمهشناس معرفی کرده بودند ولی من به علت کمبود وقت عذر خواستم.

۷. آموزش علم ترجمه از طریق نقد علمی ترجمه

آغاز نقد علمی ترجمه و بنیانگذاری نخستین کلاس آموزشی یا کارگاه ترجمه دوزبانه را نه تنها در ایران که در جهان باید سال ۱۳۴۹ خورشیدی دانست؛ زمانی که به استخدام دانشگاه ملی سابق درآمدم و حاصل مطالعات ، یادداشتها و تجربه‌های خود را که پیش از این در خارج از کشور مدون ساخته بودم، به کار گرفتم.

در دانشگاه ملی پس از شروع به تدریس، کار کلاس را نقد ترجمه متون تعیین شده مقرر میکردم. دانشجویان در خارج از کلاس بخشی از یک متن ادبی واحد را ترجمه میکردند. هر ترجمه که قرائت میشد همکلاسیها به نقد میپرداختند و دست آخر منِ معلم بر مبنای اصولی که تدریس کرده بودم و حاصل کار مطالعه و گزینش آرای صاحبنظران ترجمه و نظریات علمی بود، تصحیح نهایی را به اطلاع میرساندم.

مبنای نقد عبارت بود از بررسی گونگیهای معنا در واژگان، عبارات و جملات ؛ معادلیابی جامع معنایی؛ معادلیابی ساختاری و دستور زبانی؛ معادلیابی برای اصطلاحات دو زبان و ارزیابی معادلها از لحاظ لحن بیان رسمی یا گفتاری. کلاس در اثر مشارکت عمومی دانشجویان رغبتانگیز، رقابتآمیز و در نتیجه همراه با احساس پیشرفت بود. در اثر انتقال خوشنودی آنها بود که برخی همکاران دانشگاه‌های دیگر، به منظور آشنایی با روش نقد و بررسی ترجمه که شیوهای جدید بود، بزرگوارانه و با هماهنگی، دانشجو به «کارگاه ترجمه» دانشگاه ملی میفرستادند. خلاصه در طی سالها تدریس، توفیق پرورش کارشناس با ذوق برای ترجمه فراهم آمد. انتشار کتاب «اصول و مبانی ترجمه» هم که بعد از انقلاب به عنوان کتاب درسی دانشگاه‌ها تعیین گردید نظم و نسقی در امر تدریس ترجمه در حد شناساندن اصول این علمِ دیر شناخته، برای مترجمان و معلمان جوان پدید آورد.

بخش اول کتاب اصول و مبانی ترجمه خلاصهای است از مجموعه اندیشه‌ها، دریافتها، راهحلهای تجربی و مطالعات من در زمینه ترجمه.

بخش دوم، شامل بررسی کار مترجمان است که به منظور ارائه نمونه‌های مستدل برای بایدها و نبایدهای ترجمه، از پژوهش دانشجویان استخراج و به کار گرفته شده و همچنین در شناساندن تأثیر ترجمه به زبان فارسی و به طور کلی وضع ترجمه در ایران میتواند نقش مفیدی داشته باشد.

کار این دو بخش که مکمل یکدیگرند از سالهای پیش از انقلاب شروع شده بود و در سال ۱۳۵۵ به پایان رسید ولی به سبب محظورات و ممنوعیتها توفیق چاپ نیافت.

این کتاب را که نخستین اثر در زمینه تجزیه و تحلیل علم و فن ترجمه است ، به درخواست دانشجویانی نوشتم که همواره ازمن میخواستند مقالاتی درباره اصول ترجمه بنویسم تا این شیوه آموزش از مرز کلاس فراتر رود و برای علاقه‌مندان و سایرین سودمند واقع شود . هشت سال بعد در انگلستان نخستین کتاب در زمینه نقد عملی ترجمه منتشر شد.

۸. فراتر از کارگاه

علاوه بر ترجمه عملی که در کلاس انجام میگرفت، دانشجویان سال چهارم در نیمسال آخر مکلف بودند نمونه‌ای از آثار متجرمان معاصر را به منظور تمرین و یادگیری ، برمبنای اصول و قواعدی که در سه نیمسال تحصیلی در کارگاه ترجمه فرا گرفته بودند مورد نقد و بررسی قرار دهند. انتخاب کتاب با خود دانشجویان بود و معمولاً به صورت گروه‌های دو یا چند نفره به کار میپرداختند. ضمن پیشرفت کار و هنگام برخورد با اشکالها نیز به من مراجعه میکردند و من آنها را راهنمایی و همراهی میکردم. در پایان ترم، تحقیق تحویل داده میشد، آنها را میخواندم ، تصحیح میکردم. در پایان ترم، تحقیق تحویل داده میشد، آنها را میخواندم، تحصحیح میکردم و نظرم را درباره معایب، محاسن و کیفیت هر پژوهش به اطلاع پژوهشگران میرساندم و دست آخر نمره میدادم.

دانشجویان ، این برنامه را به ویژه در جهت آموزش زبان مفید میدانستند.

۹. از ترجمه تا زندگی

این را بگویم که انجام کار خلاق و پرشور «نقد عملی ترجمه» ،مقید به زمان نیست. چه بسیار اتفاق افتاده که من ودانشجویان یک جلسه درس را تنها به ترجمه چند سطر اختصاص دادهایم. بر اثر این دقت کافی، وجدان ترجمه به تدریج برای دانشجویان در کلاس حاصل میشود. به قول خودشان به زبان فارسی علاقهمند میشوند، انگلیسی را بهتر درک می-کنند و با اطمینان بیشتر به آینده شغلی خود مینگرند. من هم به عنوان یک معلم همواره امید داشتهام که با تعمیم بحث و جوهر زندگی و جامعه بتوانم دانشجویان خود را به اهمیت نگاه دقیق، احترام به استدلال راستین ، سعی در پژوهش و امانتداری، توجه به معنا ودرک مسئولیت بکشانم.

۱۰. اخراج و بازگشت

در سال ۱۳۵۵ به جرم نوشتن شعر مقاومت دینی و امضا نکردن برگه عضویت در حزب رستاخیز از دانشگاه اخراج و خانه‌نشین شدم. دو سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره به دانشگاه ملی بازگشتم و از سوی همکاران به ریاست دانشگاه و ریاست دانشکده ادبیات انتخاب شدم. چون به کار اجرایی صوری علاقه‌مند نیستم ازسر راه رئیس قبلی که منصوب آقای بنی صدر (رئیس جمهوری وقت) بود و میل به استفعا نداشت کنار رفتم و تنها سرپرستی دانشکده را پذیرفتم تا در اجرای طرح بازآموزی دبیران در رشته‌های مختلف بتوانم با راحتی از امکانات دانشکده استفاده کنم. این طرح که در زمان تعطیلی دانشگاه‌ها با هدف برطرف ساختن نقاط ضعف آموزشهای پیش از دانشگاه از سوی من پیشنهاد شد و به اجرا درآمد، به خوبی نشان داد که به خلاف تصور بسیاری از مسئولان آموزش و پرورش و حتی استادان دانشگاه، دبیران ، در همه زمینه‌ها و رشته‌هایی که آموزش میدهند، خود نیازمند بازآموزی مستمر هستند تا سطح آموزشهای پیش از دانشگاه با اهداف آن سازگار باشد و در پیوند با آموزشهای دانشگاه بتواند مفید واقع شود.

۱۱. تشکیل کمیته طرح برنامه‌ریزی زبانهای خارجی

در آغاز فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی، گروهی حذف زبانهای خارجی را به عنوان عنصری طاغوتی پیشنهاد کرده بودند. من در مقام معلمی که با تأسف علل عدم توفیق رشته مورد تدریس خود را به دقت مورد مطالعه قرار داده بود، مقالهای خطاب به مسئولان ستاد انقلاب فرهنگی نوشتم و با ذکر آمار و ارقام ، مسئله تلف شدن سرمایه‌های مادی ونیروی انسانی را یادآور شدم و پیشنهادهایی نیز در جهت تغییرات بنیادی برنامه آموزش زبانهای خارجی عرضه داشتم. پس از مدتی از منتقد معترض دعوت شد که سرپرستی «کمیته طرح و برنامه-ریزی زبانهای خارجی» را بر عهده گیرد. اگر چه بعد از انقلاب به سبب مورد سؤال قرار گرفتن آموزش زبانهای بیگانه، تردیدی در استادان زبان نسبت به باقی ماندن این رشته پیدا شده بود و بیم کمبود همکار وجود داشت، اما به امید آن که تحولی مفید در این زمینه صورت گیرد، مسئولیت را پذیرفتم و با وجود مسئولیتهای دانشگاهی دیگر در حالی که شایعه تعطیل شته زبانهای خارجی موجب دلسردی استادان زبان شده بود، به همراه تنی چند از همکاران با سابقه به تشکیل گروه برنامهریزی اقدام کردم.

کمیته طرح و برنامه‌ریزی زبان‌های خارجی در دی ماه ۱۳۵۹ با شرکت نمایندگان استادان زبان دانشگاه‌های کشور تشکیل شد.

این کمیته، ابتدا به منظور نظرخواهی، پرسشنامه جامعی تهیه و تنظیم کرد و برای کلیه گروه‌های تخصصی و برنامهریزی ستاد انقلاب فرهنگی، صاحبنظران، استادان زبان، متخصصان و کارشناسان مربوط در وزارت آموزش و پرورش ارسال داشت. این پرسشنامه مشتمل بر دو بخش بود: یک بخش مربوط به رشته‌های زبان و ادبیات خارجی ، مترجمی و تربیت دبیر که در اینجا از بحث درباره آن صرفنظر میشود. بخش دیگر خاص آموزش زبان برای رشته‌های مختلف دانشگاهی بود که به تألیف کتابهای نیمه تخصصی و کتابهای تخصصی توسط استادانی که در تعطیلی دانشگاه‌ها به سر میبردند انجامید.

۱۲. درک ضرورت آموزش زبانهای خارجی

براساس نتایج آماری ، ۱۰۰% گروه‌های پاسخ دهنده، اعلام داشته بودند که آموزش زبانهای خارجی را برای رشته‌های تخصصی ضروری تشخیص میدهند و ثمرات آن را در زمینه خودکفایی علمی و فنی کشور مؤثر میدانند، ۱۰۰% پاسخ-دهندگان، زبان انگلیسی را به عنوان زبان خارجی اول پیشنهاد کرده بودند. به موازات زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی دوم ، زبان فرانسه ۵۴%، زبان آلمانی ۴۶%، زبان عربی ۲۷% و زبان روسی ۵% توصیه شده بود. آموزش مهارتهای نوشتن و مکالمه در مرتبه دوم و سوم اهمیت ذکر شده بود. پاسخ دهندگان ضمن تذکر درباره نارساییهای آموزشی از لحاظ کتاب، مواد کمک آموزشی، کمبود معلم مجرب و کثرت دانشجویان در کلاس، پیشنهادهایی مفیدی نیز در جهت بهبود برنامه ابراز داشته بودند.

کمیته برنامهریزی، پس از مطالعات همه جانبه و با توجه به نتایج آماری پاسخهای دریافتی، به تدوین یک برنامه پیشنهادی همت گماشت. رئوس مطالب این برنامه که به تصویب ستاد انقلاب فرهنگی رسید، به قرار ذیل است:

آموزش زبانهای خارجی به شرط آن که متوجه اهدافی روشن و محتوای مطلوب باشد در دو زمینه وسیع حایز اهمیت است؛

أ‌. استفاده و بهرهگیری از منابع و مآخذ علمی و فنی خارجی به منظور ایجاد حرکت در جهت خودکفایی علمی و فنی کشور.

ب‌. تعاطی فرهنگی که مراد از آن شناساندن و معرفی بینش و ارزشهای فرهنگی اسلامی و ملی به جهانیان و جذب عناصر مثبت و مطلوب سایر فرهنگهاست به طریقی که موجب وابستگی، به ویژه در ارتباط با فرهنگهای استعماری، نشود.

۱۳. مراحل آموزش زبان

از آنجا که فقدان کتب مناسب و مبتنی بر ضوابط علمی و نیز بلاتکلیفی و ناهماهنگی مدرسان زبان در انتخاب متون درسی از دلایل مهم بیثمر ماندن آموزش زبان در گذشته محسوب میشد، لذا در برنامه پیشنهادی با توجه به توان دانشجویان ضوابطی برای تدوین کتب زبان تخصصی ، براساس مراحل آموزشی ذیل منظور گردید:

مرحله اول. شامل آموزش زبان پایه و مرور کامل بر آن چه دانشجو در دوره پیشدانشگاهی در دبیرستان فراگرفته و همچنین تقویت مهارتهای چهارگانه زبان.

مرحله دوم. شامل آموزش زبان نیمه تخصصی که دانشجو ضمن آن علاوه بر تقویت مهارت خواندن و درک مطلب ، از طریق متون مناسب و انجام تمرینهای متنوع ، واژگان مشترک بین رشته‌های متجانس را میآمزود و به تدریج با واژگان رشته تخصصی خود آشنا میشود.

مرحله سوم. شامل آموزش متون صرفاً تخصصی ومربوط به یک رشته است. دانشجو ،متون پیشرفته را فرا میگیرد تا حدی که به تنهایی از عهده مطالب و استفاده ازمنابع و مآخذ و نشریات تخصصی مربوط به رشته تحصیلی خود برآید. برای آموزش اصطلاحات و واژگان کاملاً تخصصی، همکاری استادان رشته مربوط که در عین حال با ساخت زبان خارجی هم آشنایی داشته باشند، توصیه شده است.

۱۴. تقدم تألیف کتابهای زبان تخصصی

توجه گروه‌های پاسخ دهنده، به اهمیت زبان تخصصی، بشارتی برای من بود. من که به عنوان یک مصلح علمی ـ اجتماعی، آموزش صحیح زبانهای خارجی را وسیلهای مؤثر در ترقی دانش و تنزل وابستگیهای علمی و صنعتی ملت خود میدانم به استقبال این پاسخ مطبوع شتافتم و برنامهریزی زبان تخصصی را بر دیگر برنامه‌ها مقدم شمردیم.

این یادآوری هم بهجاست که موضوع ESP یا «انگلیسی برای مقاصد ویژه [ی علمی]»ـ که در دنیا از طریق کتابهای آموزشی شناخته شده غرب تدریس میشود و تنها دانشگاه آزاد سابق در زمان کوتاهی قبل از انقلاب به استفاده از آن کتابها پرداخته بود ـ به علت ضعف تدریس زبان در دوره دبیرستان و نیز اشکالات فرهنگی، مناسب دانشجوی ایرانی نبود و لذا کمیته برنامهریزی به این دلیل تمهید سه مرحلهای کردن آموزش و تألیف کتابها را به کار برد.

بعضی از همکاران بر این اعتقاد بودند که اهداف آموزش زبان و رئوس برنامهریزی، به عنوان یک مصوبه، به منظور تألیف متون درسی به مؤسسه دیگری اعلام شود ولی در آن زمان گروه یا سازمان متشکل و واجد شرایطی که این مهم را انجام دهد، سراغ نداشتیم. از سویی یقین حاصل بود که اولاً زحمات برنامهریزی بدون اقدام به تهیه کتاب بیثمر میماند، ثانیاً اگر امر تألیف زیر نظر فرد یا افرادی باشد که اهداف آموزش را بشناسند و برای آن اهمیت قایل باشد ، طبعاً درک و دلسوزی و صمیمیت لازم پشتوانه کار خواهد بود. بنابراین ، بدون فوت وقت، با تنی چند از همکاران که داوطلب کمک بودند جلسه مشاورت علمی جهت معرفی ضوابط برنامهریزی و مشورت با استادان، صاحبنظران و مدرسان زبان تشکیل گردید.

پس از مشخص شدن گروه‌های تألیف ، هر چند وقت یکبارنیز جلسهای به منظور بررسی مشکلات ، ایجاد هماهنگی و نظارت بر حسن انجام کار دایر میشد. برای رسیدگی به پیشرفت کار چون استادان روزها در دانشگاه حضور نداشتند. برخی شبها من ازمنزلم با مسئول هر یک از گروه‌ها تماس تلفنی برقرار میکردم و به تدریج که متون حاضر میشد جهت ویراستاری از دانشگاهی به دانشگاه دیگر ارسال میشد. سرانجام با استفاده از فرصت تعطیل موقت دانشگاه‌ها، کتاب مرحله اول به علاوه هشت کتاب نیمه تخصصی زبان انگلیسی در رشته‌های: فنی و مهندسی، پزشکی، کشاورزی، علوم پایه، علوم انسانی۱(هنر، ادبیات ، زبانشناسی) و علوم انسانی۲ (فلسفه ، الهیات ، تاریخ) ، علوم اجتماعی ۱(اقتصاد، مدیریت ، بازرگانی) توسط همکاران دانشگاه‌های سراسر کشور تهیه و تألیف گردید. البته گروه زبان دانشگاه شیراز از لحاظ تعداد کتاب سهم بیشتری در این زمنیه داشت. هنگام بازگشایی دانشگاه‌ها، به منظور استفاده آزمایشی و همچنین به علت عدم فرصت برای چاپ ، هر کتاب به صورت زیراکس تکثیر و به گروه‌های آموزش زبان ارسال شد. در یادداشتی به عنوان مسئول طرح از معاونتهای آموزشی دانشگاه‌ها در خواست کرده بودم کمه دستور تکثیر متون را به تعداد دانشجویان رشته‌های مختلف صادر کنند. در نیمسال بعد، آن متون جهت چاپ به مرکز نشر دانشگاهی تحویل داده شد که از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ ـ یعنی قبل از برنامه تجدید نظر ـ مورد استفاده دانشجویان قرار گرفت.

با پیشنهاد لغو آموزش تک زبانی (زبان انگلیسی به طور انحصاری ) از سوی من و تصویب ستاد انقلاب فرهنگی ، گروه زبان فرانسه ، نسبت به دیگر گروه‌های زبانهای خارجی پیشقدم شد و براساس طرح یاد شده به تألیف کتابهای درسی پرداخت.

۱۵. برنامه تجدید نظر و تألیف جدید

این پشتکار علمی جدی و دلسوزانه من ، مؤسسه تازه تأسیس «سَمت» (سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌های دانشگاه‌ها) را به اندیشه استفاده از کتابها و دعوت از مسئول آنها واداشت . ابتدا موافقت نکردم چون آنها برای «علوم انسانی» سازمانی به راه انداخته بودند و من معتقد به تهیه کتاب برای تمام رشته‌های دانشگاهی ـ از انرژی اتمی تا پرستاری ـ بودم و این مغایرت را رئیس سمت در میان تعجل همگان پذیرفت و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رساند و من همراه با کتابهای نیمه تخصصی چاپ شده به آن مؤسسه قدم نهادم و کمیته تألیف متون درسی زبانهای خارجی را تشکیل دادم.

قبل از هر برنامه دیگر، موضوع بررسی کتابهای نیمه تخصصی مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر اشکالهای قابل پیش-بینی ، از آنجا که نقایص یک کتاب درسی، ضمن تدریس آشکار میشود، تجدید نظر درکتابهای یاد شده به منظور رفع معایب اساسی وکمبودهای گزارش شه از سوی مدرسان زبان، ضروری به نظر میرسید. لذا در اسفند ماه ۱۳۶۴ به تشکیل یک جلسه مشاورت علمی اقدام گردید. در این جلسه که مؤلفان ، صاحبنظران، نمایندگان و مدرسان زبان انگلیسی دانشگاه‌ها شرکت داشتند ، ابتدا اشکالهای مشترک و موجود در کلیه کتابها مطرح گردید و سپس به بررسی جداگانه هر کتاب پرداخته شد. بعداً مجموعه نظرات اصلاحی و مصوبات جلسه مشاورت علمی به عنوان دستورالعمل به مؤلفان قبلی و یا جدید ابلاغ گردید. گروه تدوین کتاب فنی و مهندسی ، متعهد تهیه یک درس نمونه براساس مصوبات جلسه مشاورت علمی شد. درس نمونه پس از بررسی در «کمیته تألیف» و ایجاد تغییرات لازم در آن به گروه‌های تألیف ارسال گردید که با تفاوتهایی از لحاظ سلیقه مؤلفان در بعضی از کتابهای نیمه تخصصی ، مورد استفاده قرار گرفته است.

این نکته قابل ذکر است که در امر تجدید نظر، هم از کتاب-های سابق استفاده شد و هم خواستها ونظرات شرکت-کنندگان جلسه مشاورت علمی و به ویژه هدف اصلی آموزش زبان تا حد امکان ملحوظ و حفظ گردید. همچنین گنجاندن تمرینهای «ترجمه» و «یافتن معادلهای تخصصی به زبان فارسی» به عنوان راه حل معضل ترجمه در ایران، از سوی این معلم که خصوصاً ضمن سالها تدریس «نقد عملی ترجمه» مسائل ترجمه را شناختهام، پیشنهاد شد و مورد تأیید مؤلفان و صاحبنظران قرار گرفت. از آنجا که امر ترجمه، مقدم بر دانستن دو زبان ، به دانستن دو زبان، به دانستن مطلب مورد ترجمه نیاز دارد، از این طریق مسئولیت ترجمه متون تخصصی آینده بتوانند به عنوان مترجمان ذی صلاح در توسعه علوم و نیز معلومات جامعه خود سهیم باشند. تمرین «معادلیابی اصلاحات و واژگان تخصصی به زبان فارسی» که هدف و شرح چگونگی انجام آن در بخش آخر هر کتاب آمده به عنوان پیشنیاز ترجمه متون «کاملاً تخصصی » پیشنهاد شده است.

۱۶. کتاب انگلیسی پیش‌دانشگاهی

بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر ارائه دروس پیشدانشگاهی برای آن دسته از دانشجویان که آمادگی کافی برای اخذ واحدهای درسی زبان عمومی را ندارند ، بخش زبانهای خارجی (سمت) به تألیف کتاب انگلیسی پیشدانشگاهی اقدام ورزید. این کتاب اگر چه خاص دانشجویانی تهیه شده که در آزمون ورودی دانشگاه‌ها نمره حد نصاب را کسب نکردهاند، در عین حال برای دیگران دانشجویان که توان استفاده از کتاب انگلیسی عمومی (General English) راندارند نیز مفید است.

در کتاب انگلیسی پیشدانشگاهی ، به عناصر مختلف زبان-آموزی کمه در تقویت مهارت خواندن مؤثرند توجه کافی مبذول شده است. کلیه مطالب درسی شامل: متون، واژگان و تمرین-های دستوری به‌همین منظور انتخاب شدهاند. قصد این بوده که محتوای کتاب، مروری برآموخته‌های قبلی دانشجویان باشد تا هم کاستیها و کمبودهای احتمالی آموزش پیش-دانشگاهی جبران شود، هم مراحل بعدی ـ یعنی آموزش انگلیسی نیمه تخصصی و تخصصی ـ بر پایه بنیاد صحیح استوار گردد.

درمقدمه کتاب انگلیسی پیشدانشگاهی ـ همانند مقدمه کتابهای مرحله سوم ـ تأکید شده است که دانشجویان در نظر داشته باشند که مقصد اصلی و غایی آموزش زبانهای خارجی در کشورهایی که نیاز به استقلال صنعتی و اقتصادی، این آموزش پرهزینه رابه ملتهای آنان قبولانده، درک مطلب و موضوعهای تخصصی و علمی است. به عبارت دیگر، دانش یک زبانِ خارجی بینالمللی، تنها وسیلهای است که دانشجویان ایرانی بتوانند از طریق آن از منابع و مآخذ علمی و فنی جهان معاصر بهرهمد شوند.

در همین مقدمه آمده است که چون «زبان پایه»، دانشجو را برای فرا گرفتن متون زبان نیمهتخصصی و تخصصی آماده می-سازد، لازم است از مدرسان با تجربه برای تدریس این کتاب دعوت شود یا لااقل مدرسان تازهکار در دوره کارشناسی به تخصص «آموزش زبان» پرداخته باشند.

۱۷. کتاب انگلیسی عمومی یا مرحله اول

کتاب انگلیسی مرحله اول که از زمان بازگشایی دانشگاه‌ها مورد استفاده دانشجویان بوده، از آنجا که در فرصت بسیار کوتاهی تهیه و تألیف شده بود، جای بازنگری داشت. در سمینار مورخ ۴/۴/۱۳۶۵ که با شرکت استادان زبانهای خارجی در سازمان «سمت» برگزار شد پس از بررسیهای لازم ضوابط زیر جهت تألیف یک کتاب جدید تعیین شد و به تصویب رسید:

۱. کتاب مرحله اول زبانهای خارجی به طور کلی باید طوری تهیه شود که مروری بر آموخته‌های پیشدانشگاهی دانشجویان باشد.

۲. کلیه مطالب کتاب، شامل متون درسی، واژگان و تمرینهای دستوری و غیر آن باید به منظور نیل به مقاصد اصلی ـ یعنی درک مطلب ـ انتخاب شود.

۳. دروس اولیه باید بر مبنای معلوماتی که دانشجویان در دوران دبیرستان کسب کردهاند باشد، و برای تعیی این مبنا لازم است از آزمونهای که براساس کتب درسی دبیرستان تهیه میشود استفاده گردد.

۴. شروع دروس باید براساس کتابهای دبیرستان و پایان آن براساس کتابهای زبان نیمهتخصصی یا مرحله دوم باشد.

۵. انتخاب متون درسی در کتاب باید بر اساس اصل آموزش از آسان به مشکل انجام پذیرد.

۶. کتاب باید دارای فهرست دروس و کتابنامه باشد."

در سمینارها همچنین ضوابط مربوط به هر درس تعیین گردید و همراه با ضوابط کل کتاب به صورت دستورالعمل کتبی در اختیار مؤلفان کتابهای مرحله اول زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی قرار گرفت.

۱۸. کتابهای انگلیسی مرحله سوم

برنامه آموزش زبان انگلیسی مرحله سوم ـ چنان که در طرح و برنامهریزی آموزش زبانهای خارجی کشور (سال ۱۳۵۹) تعیین شده و شرح آن در مقدمه کتابهای انگلیسی نیمه-تخصصی (مرحله دوم) آمده است ـ شامل تدریس متون تخصصی مربوط به هر یک از رشته‌های دانشگاهی است. ضوابط کلی تهیه و تدوین، شیوه گزینش متون و طریقه تمرین-گذاری، همانند کتابهای مرحله اول و دوم، در طی جلسات مشاوره علمی با نمایندگان استادان زبان دانشگاه‌ها مشخص شده است.

متون درسی به طور کلی از کتابهای مرجع و معتبر دانشگاهی برگرفته شده است.

متون درسی به طور کلی از کتابهای مرجع و معتبر دانشگاهی برگرفته شده است. انتخاب تمرینها از لحاظ نوع و تعداد بر این مبنا استوار بوده که توان و مهارت دانشجویان را در درک مطلب و موضوعات تخصصی بیازماید و بیفزاید. این توضیح لازم است که تألیف کتابهای مرحله سوم از همکاری متخصصان رشته‌های علمی با استادان زبان برخوردار شده است. روال بدین گونه بوده که گزینش متون برای هر کتاب، توسط گروه‌های علمی دانشگاه‌ها و یا افراد متخصص و براساس سرفصل دروس مربوط به هر رشته تحصیلی انجام گرفته ولی مسئولیت تمرینگذاری که به فن خاص نیاز دارد با همکاری استادان زبان انجام شده است. البته تنی چند از متخصصان که آشنایی آنها با ساختار زبان انگلیسی تأیید شده، هر دو مسئولیت را بر عهده داشتهاند یعنی هم انتخاب متون و هم تمرینگذاری را. ما استادان زبان حتی آنان که سالها متون زبان علمی را تدریس کردهاند، به منظور حصول اطمینان بیشتر، ضمن تحمل مشکل تنظیم وقت با افراد و گروه-ها، به دعوت همکاریان واجد شرایط و متخصص اقدام مبذول داشتهاند. برای تأمین مقاصد و علمی طرح و با توجه به مشکلات تألیف به زبان انگلیسی در یک کشور فارسی زبان، برنامه اجرایی از نظارتهای همه جانبه برخوردار بوده است. مشارکت مفید و مغتنم اعضای محترم گروه زبان تخصصی «سمت» در جلسات منظم هفتگی جهت بررسی درسهای نمونه از جمله تدبیرهایی بوده که برای رسیدگی به حفظ ضوابط و دستورالعملهای تعیین شده در برنامه، منظور شده است.

۱۹. ضروت توجه به تدریس کتابها

مساعی مؤلفان محترم به علاوه دقتها، مراقبتها و مجموعه کوششهای علمی در برنامهریزی و ویراستاری که در حد توان انجام شده است اگر چه نباید سبب ادعا باشد که کار، عاری از عیب و نقص است ولی این توقع و توصیه را موجب میشود که امر تدریس کتابها نیز از توجه استادان محترم زبان به مقصد اصلی و غایی که «درک مطلب» و ایجاد دانش زبان علوم و فنون است، بهرهمند باشد. درباره هدف این تدریس در برنامهریزی آمده است: "دانشجویان بعد از گذراندن این مرحله بایدبتوانند متون تخصصی را به تنهایی بخوانند و درک و از منابع و مآخذ علمی به زبانهای خارجی به خوبی استفاده جویند."

لذا توجه به نوآوریهای زبانشناسان خارجی و جدالهای قلمی آنان که عموماً به خودشان مربوط میشود از امور فرهنگی داخلی به شمار میآید بایدتا آنجا مورد اعتنا قرار گیرد که زبانآموزان را از پیشنهاد علمی جدید آگاهی دهد نه بیشتر از آن. اساساً متخصصان آموزش زبانهای خارجی در کشورهایی که نیاز به استقلال صنعتی و اقتصادی، این آموزش پرهزینه را به ملتهای آنان قبولانده، وظیفه دارند از تدریس فرضیه‌های ناپایدار که در جوامع مرفه، امروز جرج عنوان میکند و فردا جیمز مردود اعلام میدارد، احتراز جویند. از مدیران گروه-های زبانهای خارجی درخواست شده بود تدریس آموزش زبان تخصصی را به وضع جدیتر مورد عنایت قرار دهند. در برنامهریزی دروس نیز تربیتی اتخاذ فرمایند که استادان ماهر، برخلاف گذشته، بتوانند از ساعات دروسی که به ویژه مضامین انتزاعی و تفننی دارند و بکاهند و بر ساعات درس مفید یعنی زبان تخصصی بیفزایند. در صورت کمبود استادان کارآمد، سپردان این تدریس مهم به مدرسان کم تجربه باید وابسته به این شرط باشد که در دوره بعد از کارشناسی به تخصص «آموزش زبان» پرداخته باشند نه گرایشهای دیگر به خصوص برای تدریس کتاب انگلیسی عمومی (مرحله اول) که دستور زبان میآموزد و پایه محسوب میشود چنین شرطی واجب است. درباره کتابهای مرحله دوم و به ویژه مرحله سوم، رغبت تخصصی یعنی علاقه به موضوع مورد تدریس نیز باید در نظر گرفته شود تا نتیجه منطقی به دست آید.

۲۰. اهمیت آموزش زبان تخصصی در یادگیری علوم

از آن جهت خود را در اشارات مسئولانه ذیحق میدانم که در فاصله ۱۳۵۹-۱۳۷۶ یکسره به امور برنامهریزی و امور علمی و اجرایی طرح تألیف کتابهای زبان خارجی(انگلیسی، آلمانی و فرانسه) پرداختهام. صرف وقت بیدریغ و توأم با توجه تام و تعهدآمیز، صرفاً براساس این تشخیص و اعتقاد بوده است که آموزش سنجیده و جامع زبانهای تخصصی میتواند باعث تحول در آموزش علوم شود.به عبارت دیگر درک راستین یک زبان خارجی بینالمللی که راز و رمز پژوهشعلمی جهان را در خود گرفته باید لزوماً بتواند عامل درک واقعی مفاهیم تخصصی باشد. من معتقدم یکی از دلایل کم اثر بودن کوششهای دانشگاهی در کشور ما درک ناقص و تحت اللفظی برخی تحصیلکردگان از زبان خارجی و در نتیجه عدم قدرت تفهیم مضامین علمی به دیگران است. وجود ترجمه‌ها و مقالات علمی نامفهوم که حتی موضوعهای مربوط به علوم انسانی در آنها با بیانی پیچیده و مبهم و به صورت فرمولهای ریاضی ارائه شده، مؤید این قول است. با چنین نقیصهای بایدبه تدریج مقابله آموزشی و مثبت به عمل آید. کسب «دانش کاربردی صنعت» یا تکنولوژی که بدون تردید محصول همبستگی آموزشهای دقیق و ضابطهدار دانشگاهی است، قادر است ملت شایسته و مسلمان ما را از تنگنای کمبودها و کاستی-های علمی و فنی و صنعتی به مقام پیشگامی و داراشدن استقلال در صنعت ارتقا دهد.

اما پیگیری این مقصد، دلسوزی، همت و ایثارگری همه جانبه اهل علم و آموزش را میطلبد. در صورت کوشش مشترک «استادان زبان و متخصصان علوم» که در برنامهریزی زبان مرحله سوم هم بر لزوم همکاری آنان تأکید شده است، دانشجویان با استعداد موفق میشوند به ذوق ابتکار و اختراع مجهز شوند؛ خود باختگی راتحقیر کنند و به پیشینه علمی عالی پیشینیان خود چون ابن سینا، زکریا رازی و مفاخر دیگر که از پایهگذاران برجسته علوم و فنون در جامعه بشری به شمار میآیند عملاً تقرب جویند. اگر چه مطالعه تألیفات این بزرگان به زبانی که تحریر فرمودهاند به دلایلی که خواهد آمد برای همگان مقدور نبوده است.

۲۱. اهمیت آموزش زبان لاتین

آثار علمی دانشمندان مسلمان ایرانی، به ویژه در قرون دوم تا پنجم هجری ، به زبان عربی که زبان علم آن روزگار بود تألیف یافته و به لاتین ترجمه شده است. اما در امر آموختن عربی، مدارس ما به صرف ابتدایی افعال قناعت ورزیدهاند و عربیدانها نیز بیشتر به ترجمه متون دینی و فلسفی و ادبی پرداختهاند. لذا زبان عربی به عنوان زبان تخصصی و در خدمت علوم و فنون تدریس نشده است تا دانشجویان رشته‌های علم و صنعت بتوانند مستقیماً از منابع و مآخذ علمی عربی بهره گیرند. از طرفی آموزش زبان لاتین هم هرگز مورد نظر قرار نگرفته است.

جای آن داشت زعمای قوم که طرح تأسیس دارالفنون را بنا به اظهار:«برای دسترسی به علوم ملل راقیه» پیافکندند، در دریف زبانهای خارجی، عنوان زبان لاتین را هم در برنامه دروس میگنجاندند. اما این ضرورت آنچنان نادیده گرفته شد که در عصر پیدا کردن لاتیندان فرهیخته در کشور به واقع حکم کیمیا را دارد. حتی در بخشهای زبان و ادبیات خارجی هم که به تدریس ادبیات قدیم یونان و روم همت میورزند ، نامی و نشانی از این مقوله بنیادی نیست. حال آن که آشکارا زبان-های انگلیسی و فرانسه به پایه یونانی و لاتین وابستهاند و بیش از ۷۰ درصد واژگان انگلیسی برگرفته از لاتین است. ورود لغات غنا بخش یونانی به زبان انگلیسی نیز به خصوص بعد از رنساس از طریق لاتین بوده است. هم از این روست که آموزش زبان لاتین در دوره پیشدانشگاهی برای مجصلان انگلیسی به گونهای اجباری منظور شده است. البته این تدبیر تجویز عام نیافته و نزد ملل دیگر تبلیغ نشده است. در نتیجه زبان لاتین قرنها گنجینه علوم مصری ، یونانی و اسلامی را، تنها برای آنان که رمز استفاده را در اختیار دارند، در خود نهفته است.

به عنوان یک اصل تجربی میتوان نتیجه گرفت: همانگونه که دانستن زبان عربی برای استادان ودانشجویان ادبیات فارسی، مفید و مددرسان است، دانش ریشهشناسی لغات یونانی و لاتین نیز برای دانشوران و پژوهشگرانی که انگلیسی را به عنوان زبان وسیله تحقیق و تتبع برگزیدهاند، هم درک بهتر این زبان را میسر میسازد و هم امکان مراجعه به اصل لغت و اطمینان بیشتر به آموخته‌ها را سبب میشود. لذا در جهت یک آغاز همگانی، مطالعه خودآموز یا بخش «ضمیمه» را که کاربرد پیشوندها و پسوندهای لاتینی و یونانی را به شیوهای منظم و جامع یاد میدهد به دانشجویان عزیز و حتی همکاران ارجمند در کلیه رشته‌های دانشگاهی توصیه می-کنم. این مجموعه را از کتاب واژهشناسی پزشکی برگزیدهام. اگر چه مثالها در تمرینها با واژگان پزشکی پیوند خوردهاند ولی اکثر استعمال عام دارند و در علوم نظری هم به همان اندازه کاربردشان مشهود است که در علوم تجربی.

علاوه بر این که شناختن ریشه لاتین لغات و موارد اشتقاق آنها برای کلیه متخصصان و پژوهشگران ضرورت عینی دارد، چه بسا که بر اثر دقت عمیق ، از وجود ترجمه‌های غیردقیق و یا تحت اللفظی نیز آگاه شوند. در ترجمه از لاتین به انگلیسی، به سبب غامض بودن ترکیبها و چندی بُعدی بودن مفهوم «وندها»، احتمال لغزش را بعید نمیپندارم. برای مثال پیشوندهای a و an لاتینی در فرهنگهای معتبر، absent و without ترجمه شده است. مترجم فرهنگ انگلیسی به فارسی نیز آنها را «بدون» و «بی» ترجمه کرده است. حال آیا تفاوت «کمخونی» با «بیخونی» و «کمبود کلسیم» با «بی-کلسیمی» که به ترتیب معانی تحتاللفظی واژه‌های anemia و acalcicisis میباشند خطر درک علمی نادرست را هشدار نمیدهد؟

۲۲. سلسله کتابهای زبان تخصصی و برنامه تربیت مترجم تخصصی

با پیوند کتاب انگلیسی عمومی به کتابهای انگلیسی تخصصی برای رشته‌های مختلف دانشگاهی شامل: علوم پایه، کشاورز (۱و۲)، پزشکی، فنی و مهندسی، علوم انسانی (۱و۲) و علوم اجتماعی (۱و۲)، اطمینان داشتیم که مقدمات وصول به اهداف آموزش زبان تخصصی در دانشگاه‌های کشور تا حدی فراهم شده است. دانشجو به وسیله کتاب مرحله، زبان پایه و عمومی را به شیوه صحیح فرا میگیرد. سپس براساس متون مربوط به رشته تحصیلی خود و رشته‌های متجانس ـ که در کتاب مرحله دوم درج شده ـ به تمرینهای تلفظ، دستور زبان، کاربرد واژگان تخصصی در جمله، تطبیق واژگان با مترادفها، ترجمه و معادلیابی میپردازد. کتابهای مرحله سوم که در دست تألیف بود، برای هر رشته علمی به طور جداگانه با در برداشتن متون تخصصی صرف مشکل نسبت به کتابهای مرحله دوم، تهیه و تنظیم شده بود. چون فرض بر این است که دانشجو در دو مرحله قبل زبان پایه و قواعد دستور زبان را به خوبی آموخته و آماده خواندن متون کاملاً تخصصی و ترجمه آنهاست، لذا از گروه تمرینهای قبل، تأکید بیشتر بر «درک مطلب»، «ترجمه» و «معادلیابی» نهاده شد.

در آموزش مرحله سوم چنان که در برنامهریزی پیشبینی شده و شرح آن در مقدمه آمده است، از اساتید گروه‌های تخصصی که در عین حال آشنایی کافی با ساختار زبان انگلیسی داشتند برای تدریس و مشاورت دعوت به عمل آمد. نتایجی که به طور کلی از آموزش سه مرحله فوقالذکر، به شرط همکاری استادان مجرب و آزموده، عاید میشود عبارت است از: ایجاد توان مطالعه منابع و مآخذ و نشریات معتبر تخصصی که به زبان انگلیسی منتشر شده است. آثار و پژوهشهای علمی مکتوب،در اثر دانسته شدن، الهامبخش میشوند و بسیاری از استعدادهای بالقوه به قدرتهای خلاقه و دارای توان ابتکار و اختراع ارتقا مییابند. همچنین ادامه تحصیل درخارج از کشور ـ در صورتی که لازم باشد ـ فارغ از نگرانی عدم آشنایی با یک زبان خارجی و با توجه کامل به اصل موضوع تحصیلی انجام میگیرد.

تربیت مترجمان تخصصی نتیجه بسیار مهم این آموزش است. لذا شرح فواید تمرینهیا «ترجمه» و «معادلیابی» به سبب اهمیت خاصی که دارند ضروری به نظر میرسد:

۱. هنر ترجمه دقت و تأمل میطلبد و در اثر دقت، تشخیص پدید میآید. از طرفی به واسطه تمرین و ممارست در ترجمه کردن، این قدرتهای ذهنی در دانشجویان جوان تقویت میشود و آنان را به کشف دقایق و حقایق علمی در رشتهای که تحصیل میکنند مشتاق میسازد.

۲. عمل ترجمه، به واسطه به کار گرفتن دقت و تفکر خاص از سوی ترجمه کننده، در فراگیری مباحث متن مورد ترجمه و مرکوز ذهن ساختن مفاهیم علمی ، تأثیر به سزایی دارد.

۳. با انجام تمرینهای «ترجمه» توسط دانشجویان رشته‌های مختلف دانشگاهی، برنامه تربیت مترجم به طبیعیترین سادهترین شکل ـ یعنی ضمن زبانآموزی تخصصی ـ انجام میگیرد.

۴. در اثر کثرت و تنوع تجرمه متون و مفاهیم جدید علمی ، مشکلات و ابهامات تخصصی کارآموزان فنی و پژوهشگرانی که زبان خارجی نمیدانند به تدریج رفع میشود.

۵. چون امر ترجمه موکول به دانستن موضوع مورد ترجمه به علاوه زبان خارجی است. متخصصان رشتهعلمی و ادبی صالحترین و آگاهترین مترجمان متون مربوط خواهند بود. دیگر نه یک فرد ادیب به ترجمه متون فنی و مهندسی ملزم میگردد و نه یک ریاضیدان به ترجمه نقد ادبی میپردازد و خلاصه، کار به کاردان و اهل فن سپرده میشود.

۶. به واسطه همکاری مترجمان ذیصلاح و صاحبنظر با رسانه‌های گروهی، معلومات عمومی جامعه، ضمن برخورداری از صحت و اطمینان، افزایش مییابد.

۷. بر اثر فعالیت و نظارت مترجمان آشنا با مطالب تخصصی، ورود واژگان نامناسب، عبارتها و ترکیبهای نامفهوم به زبان فارسی که ناشی از ترجمه لفظ به لفظ و معلول عدم آشنایی مترجمان با موضوعات مورد ترجمه است، به تدریج متوقف میشود.

۸. از آنجا که لازمه انجام تمرین ترجمه، آموزش نگارش فارسی و اصول اولیه فن ترجمه است، آن دسته از مدرسان زبان خارجی و یا رشته‌های تخصصی، که به سبب اقامت طولانی در خارج کشور از کاربرد زبان فارسی به ویژه به صورت نوشتار بازماندهاند ، ضمن مسئولیت همراهی دانشجویان در کلاس ، به این امر راغب میشوند. درنتیجه شناخت نسبت به زبان مادری که در امر زبانآموزی، از آغاز تا کنون، از درک اهمیت آن غفلت شده ، در جامعه دانشگاهی رواج مییابد.

۹. هنر ترجمه برای افراد متخصص در آینده به عنوان شغل و حرفه دوم به شمار خواهد آمد.

از طریق تمرین «معادلیابی برای واژگان تخصصی» دو منظور حاصل میگردد: یکی این که بر اثر دقت و تمرکز کاوشگرانه، فعالیت ذهنی دانشجویان در حوزه شناخت و درک مفاهیم تخصصی ژرفتر و بیشتر میشود. دیگر این که با انجام این نوع تمرین ترجمه، مواد اولیه جهت تألیف فرهنگهای تخصصی ـ که کمبود آنها در کشور محسوس است ـ به وجه مطلوب یعنی از طریق مشارکت مغرهای غیرخسته، فراهم میآید. البته این «معادلهای معنایی» که با کوشش برخودار از انگیزه و ذوق و ذکاوت جوانان دانشجو و سرپرستی استادان تهیه میشود بعداً توسط هیئتهای ذی صلاح واژهگزینی، مورد بررسی و تنظیم قرار میگیرد. به این منظور درخواست شده بود که این معادلها به نشانی کمیته زبانهای خارجی «سمت» ارسال شوند.

۲۳. ارتباط مثبت و منطقی نظریه‌ها و طرحها با یکدیگر

طرحها و نظریه‌هایی که در کتابهای درسی به اجرا درآمد یا به صورت پیشنهادهای اجرایی ارائه شد، همه در جهت تأیید و تکمیل یکدیگر هستند برای نمونه:

۱. اجباری بودن آموزش زبان تخصصی در ۳ مرحله برای کلیه رشته‌های دانشگاهی، دانشجوی هر رشته را برای شناخت علم مربوط و دریافت تازه‌های آن آماده میسازد.

۲. انجام تمرینهای «ترجمه تخصصی» و «معادلیابی واژگان تخصصی به زبان فارسی» مندرج در کتابهای مرحله دوم و سوم آنچنان به دانشجو ژرفنگری در رشتهای که تحصیل میکند، میبخشد که آن علم مشغلهای ذهنی برای او ایجاد میکند.

۳. تدوین فرهنگهای تخصصی حلقه کامل کننده این روند است. فرهنگ تخصصی در هر رشته علمی باید از سطح بسیار بالایی برخوردار باشد تا دانشجو هنگام پژوهش برای ترجمه تخصصی یا معادلیابی واژگان در کارش راهنمایی و کمک شود و بیش از آن چه آموخته، با استفاده از دقت و علم گروه ممتاز فراهم آورنده فرهنگهای جدید نیز بیاموزد.

طرح تدوین فرهنگهای تخصصی را من به عنوان یک عضو به فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی ارائه کردم. طرح با رأی صد در صد اعضای محترم شورای فرهنگستان به تصویب رسید. در این طرح به ویژه تأکید شده است که علاوه بر بررسی میزان درستی و آنگاه تصحیح برخی فرهنگهای قدیم و افزودن تازه-های علوم بر آنها، ترکیب ده نفری هر گروه لازم است رعایت شود. آنها عبارتاند از: سه استاد معتبر شناخته شده آن علم که زباندانهای قابلی هم باشند؛ یک استاد ادبیات صاحب ذوق و دارای شم زبان فارسی و یک استاد دستور زبان به علاوه ۵ دانشجوی ممتاز که هم در امور دستیاری و منشیگری گروه کمک کنند هم خودشان پیام طرح را بیاموزند و به کار گیرند.

۲۴. طرح تربیت منتقد و محقق به زبانهای خارجی

به عنوان فعالیتی مورد نیاز، جلسه‌های متعدد با شرکت صاحبنظران دلسوز درباره برنامه دروسی فراهم آمد که می-توانست در ایجاد بینش و دانش نقد و تحقیق دانشجو جایگاهی اساسی داشته باشد. عنوان این برنامه پیشنهادی: «ادبیات به زبان انگلیسی (تربیت محقق و منتقد ادبی)» بود. متأسفانه با همه سودمندی این نظریه ـ که همکارانم چند ماه با دقت همه جانبه در تعیین مواد درسی برای آن مرا همراهی کرده بودند ـ برخی اعضای ستاد انقلاب فرهنگی با این عذر که دیگر گروه‌های زبان خارجی اظهار داشتهاند که به دلیل نداشتن نیروی علمی و مدرسان کارآزموده، آمادگی برای الگو قرار دادن این برنامه ندارند، با تصویب این طرح موافقت نکردند. تأسف از این روست که این طرح فوایدی ارزشمند به ویژه برای کشورهای جهان سوم خواهد داشت زیرا دانشجو ضمن زبان-آموزی در سطح بالا، به مطالعه ادبیات و فرهنگ و معارف خودی به زبان انگلیسی (یا فرانسه، آلمانی ، روسی، یا ...) توفیق مییابد و در نتیجه محقق و منتقد به زبان خارجی درباره ادبیات جهان از جمله ادبیات، فرهنگ و معارف کشور خود خواهد شد. امید که امکانات اجرای این طرح در آینده فراهم شود.

هر چه نظریه‌ها و طرحهای من با انگیزه رسیدن به استقلال علمی ـ صنعتی کشور توفیق خدمت داشته ولی همکاری استادان و همکاران گروه‌های زبانهای خارجی به ویژه گروه-های زبان انگلیسی دانشگاه‌ها در برنامه‌ریزیها، مشاوره‌ها و پدیداری تألیفات همواره در نظر من از ارزشمندی والایی برخودار بوده است.

۲۵. روش پیگیری تألیف کتابهای تخصصی (مرحله سوم)

به دنبال برگزاری سمینار کتابهای مرحله سوم، مؤلفان محترم پس از تشکیل گروه که شامل ترکیبی از متخصصان علم به علاوه یکی ـ دو استاد زبان بود براساس مصوبات سمینار ، درس نمونه ارسال میکردند که در جلسات مشاوره هفتگی در دفتر من مورد نقد و بررسی دقیق قرار میگرفت و نتیجه بررسی علمی به صورت مکتوب به اطلاع هر مؤلف میرسید. با ویراستاران تخصصی هر یک از کتابها نیز همین روال تکرار میشد.

ویرایش ادبی آثار هم تا من مسئول بودم بر عهده خودم بود و حتی ویراستاری ۳۶ مجلد از کتابها را به انجام رساندم. سپردن تألیف به استادان ذی صلاح نیز این خیر را در برداشت که مؤلفان و استادان سطح بالا دیگر مانند گذشته تدریس زبان تخصصی درا دونشأن خود نمیدانستند.

خلاصه بر اثر تفکر، مراقبت و کوشش برای این پروژه که یک خدمت دواطلبانه علمی بود به تدریج آموزش زبان از استقامتی منطقی برخوردار شد و دانشجویان را به پژوهش و زبانآموزی به عنوان فعالیتی ضروری و حساس برانگیخت.

به تحقیق ایجاد توان مطالعه و استفاده از منابع و مأخذ علمی که از نتایج آموزش صحیح و حساب شده زبان تخصصی است، نزدیک به دو ده‌ه در نزدیک شدن کشور به اهداف علم و فناوری تأثیر آشکاری در دانشگاه‌های کشور داشته است. به قرار اطلاع برخی کشورهای خارجی به ویژه کشورهای عرب-زبان که خریدار کتابهای زبان تخصصی از ایران هستند نیز به اهمیت ترویج زبان علم و ترجمه تخصصی پیبردهاند.

۲۶. عضویت در کمیته ترجمه آسیا

از آنجا که آموزش علوم و فنون، در جهان معاصر، فرهنگی دانشگاهی و مشترک بین ملتها پدید آورده ، ترجمهدانی امری با اهمیت محسوب میشود. به علاوه، کسب مهارت عالی در این فن، زبانهای رسمی را از آسیب فقدان هویت مصون میدارد. موضوع «چگونه ترجمه کردن» به عنوان یک مشکل بینالمللی در جلسات مشاورت علمی در گذشته همواره مطرح میشده است اما چون سرپرستی این مجالس عموماً بر عهده مترجمان حرفهای ادبیات بوده، بیشتر به شرح و ذکر تجربیات و سلیقه‌های فردی در این زمینه خاص می-پرداختند و تدبیری بنیادی که شامل انواع ترجمه باشد اندیشیده نشده بود.

ارائه «طرح تربیت مترجم از طریق آموزش زبان تخصصی» در جلسه مشاورت علمی مخصوص ترجمه ، وابسته به «فستیوال شعر آسیا» که در سال ۱۳۶۵ [۱۹۷۶ م.] در شهر داکا برگزار شد، با استقبال مترجمان و صاحبنظران بینالمللی حاضر در فستیوال رو به رو گردید و انتخاب من به عنوان یکی از ۵ عضو تشکیل دهنده «کمیته ترجمه آسیا» نیز به همین دلیل بود.

رئیس فستیوال با اشاره به سابقه و تلاش من در زمینه علم ترجمه و طرح و اجرای برنامه‌های مرتبط با زبان تخصصی ضمن تجلیل از کتاب «اصول و مبانی ترجمه» گفت: «ما معتقدیم که در زمینه علم ترجمه، یک نفر ـ آن هم در این سر دنیا ـ حرف زده و اصولی عرضه کرده و آن یک نفر خانم دکتر صفارزاده است. »

۲۷. اخلال در ادامه پیشرفت

در سال ۱۳۷۶ به دنبال پیشنهاد من برای تجدیدنظر در متون کتابهای علمی که در بیش از ده سال از عمر آنها میگذشت به بهانه اظهار ناتوانی مؤسسه «سمت» در برابر هزینه، عرصه را برمن تنگ کردند و من که از سویی کار کتابها راانجام شده مییافتم و از سوی دیگر درک کرده بودم که چهره‌های پشتپرده از پیشروی طرح نگراناند، در حالی که تیراژهای کلان ۲۰۰ هزاری کتابها زبان تخصصی ، بخش عمده بودجه سمت را تأمین میکرد و طبق آخرین آمار منتشر شده ،یک گروه ما برابر با ۲۱ گروه تولید داشت، بعد از ۱۶ سال مراقبت از طرح در خانه نشستم و وکیل گرفتم که طبق متن «قرارداد» از هر نوع تغییر در کتابها بدون نظر مسئول طرح جلوگیری شود. اما مراجع مسئول تا به امروز به این موضوع رسیدگی نکردهاند.

متأسفانه پس از کنارهگیری من ، اطلاع یافتم که به بهانه زیاد شدن هزینه، چند صفحه شامل پسوندها و پیشوندهای لاتین را از کتابها حذف کردهاند و به همین بهانه، حجم برخی کتابها را همراه واحدهای درس زبان تخصصی تقلیل دادهاند. گویی تأثیر مثبت تمرینها و ضمایم و جدیت در پیشبرد طرح، از نگاه ناظران ناموافق با پیشرفت ملت ما دور نمانده بود.

در کشورهای جهان سوم «غرض» خارجیها از طریق غفلت داخلیها نفوذ میکند. در نشر صدها روزنامه و مجله و کتاب کم فایده که برگرده هزینه ملی سنگین میکنند صرفهجویی نمیشود اما چهل صفحه پسوند و پیشوند لاتین در کتابهای زبان تخصصی که دانستن آنها در کلیه رشته‌های علمی ضروری است باید حذف شود. چه کسانی این را باور میکنند که موضوع صرفهجویی در کار است؟

۲۸. خانه‌نشینی و ترجمه متون دینی

خانه‌نشینی اجباری من همچون همیشه، این بار هم ثمرات و برکات بسیاری داشت. از دیدگاه علم ترجمه که موضوع این نوشتار است، این خانهنشینی به تألیف کتاب «ترجمه مفاهیم بنیادی قرآن حکیم» (که قبلاً کار را شروع کرده بودم ولی برای ادامه آن فرصتی تمام وقت نداشتم)، ترجمه دعاهای عرفه، ندبه، کمیل و جوشکبیر و ترجمه گزیده‌های از سخنان پیامبر اکرم (ص) به انگلیسی با عنوان «مفاهیم قرآنی در حدیث نبوی» انجامید.

این بار تجربه‌های سالیان من در علم ترجمه به خدمت متون الهی درآمد و در زمینه «مفهومی ترجمه کردن متون دینی» که از اصول علم ترجمه است و تاکنون بدان عمل نشده بود به لطف خداوند نمونه‌هایی عرضه شد. این آثار نشان دادند که اگر علم ترجمه به خدمت قرآن ، حدیث و دعا درآید، چگونه میتواند باب فهم متون دینی را بر روی ناآشنایان به زبان عربی بگشاید و آنها را به گونهای زنده، پویا و همدل ،در آستان وحی به ادراک و اندیشه میهمان کند. استقبال بسیار و پیامهای مهرآمیز و توصیفگرانه خوانندگان داخلی و خارجی این آثار چنان که اظهار میدارند نمایانگر آن است که برای نخستین بار معنی آیات قرآن و عبارات و کلمات دعا را دریافته-اند اگر چه عمری را در اثر اشکال فهم مطالب از طریق ترجمه-های تحتاللفظی به ناچار به روخوانی متن عربی بسنده کردهاند.

اگر جتی یکی از ثمرات کوششاتی من برای پایهگذاری ، استمرار و بالندگی علم ترجمه، ترجمه تخصصی و زبان علم و تأکید بر اهمیت ترجمه مفهومی ، همین باشد که مفاهیم دین و علوم دینی را به مؤمنان و باورمندان غیرعربزبان و تشنگان معارف الهی انتقال دهد، برای اثبات نظرات من درباره ضرورت ترجمه و نیاز به آن و تخصصی بودن این علم شاهد عینی است. من عقیده دارم از آنجا که لطف خداوند انگیزه استقلال-طلبی را در من شاعر به ودیعه نهاده است، از طریق سالها کوشش بدون چشمداشت مادی در خدمت به استقلال علمی و صنعتی کشورم به توفیق ترجمه کتاب مجیدش واصل شدم. شکرالله.

۲۹. برای ادامه راهی روشن

امید که آگاهیهای مقاله حاضر بتواند رشته گسسته آن فعالیتهای فرخنده را با هدف غلبه بر افت علمی دانشگاه‌ها که بخش عمده آن ناشی از نادیده گرفتن آموزش زبان علم است، پیوند دهد و این دریافت تجربی را به استقلالخواهان، اصلاحجویان و مسئولان علمی و فرهنگی کشورمان منتقل سازد که علم ترجمه تخصصی و شناخت زبان علوم راهی مستقیم و سالم به استقلال علمی، صنعتی و اقتصادی کشور ما و دیگر کشورهای در حال توسعه است اگر چه قدرتهای مادی توسعه یافته و عوامل داخلی آنان را خوش نیاید.

منبع: یادنامه نخستین سالگرد درگذشت دکتر طاهره صفار زاده

منبع: اصل مقاله را در سایت مؤسسه کتاب‌شناسی شیعه بخوانید.